نگاه دو ّبعدی من درپیرامون ایتلاف جدید

ایتلاف ملی برای آن نمی نویسم که هنوز یک ملت نشده ایم تا ملی بگویم، من واژه ها را با وسواس و تعهد روی صفحه می گذارم.
در این چند دهه اخیرو به ویژه دراین اوضاع فاجعه بارکشور این نخستین باری است که چنین یک ایتلاف بزرگی از سوی ملیت های مختلف کشورشکل گرفته است، با یک شکوهمندی چشمگیر. اما چشمان نگران مردم بینوای کشور به دست آورد و پیامد این ایتلاف بزرگ دوخته شده است که چه تغییری درسرنوشت دردناک شان خواهد آورد؟
شتابان داوری کردن خردمندانه نیست، زمان خود داور بیرحم است.

ادامه مطلب: نگاه دو ّبعدی من درپیرامون ایتلاف جدید

تحقیق و تعهد

مجموعۀ شش جلدی مسائل هزاره اثر حسین نایل از سوی انتشارات بنیاد اندیشه منتشر شد.
مرکز پخش: کابل، چهار راهی پل سرخ، مارکت ملی، انتشارات بنیاد اندیشه.
نویسنده حسین حیـدر بیگی

تحقیق و تعهد

مرور و نمونه‌خوانی دست‌نوشته‌ها و آثار حسین نایل در واقع مرور رنج‌های مردی است که در طول زندگی‌اش چنان شمعی در طوفان سوخته است و خط‌به‌خط دردهای سرزمین و قبیلۀ به تاراج رفته‌اش را بازخوانی کرده است. رنج پیچیده در گریبان طوفان خوردۀ او را می‌توان از مجموعه‌ دست‌نوشته‌های او فهمید؛ دست‌نوشته‌هایی که بر کاغذهای متنوع نوشته شده‌اند، کاغذهای سفید، کاغذهای زرد، کاغذپاره‌هایی که با کاغذهای دیگر چسپانده و پینه شده‌اند، برشی روزنامه‌ها و مطبوعاتی که در روزگارش منتشر می‌شده‌اند؛ چون دشتی با صورت گلگون، عظم راسخ و نیاسودگی‌های مردی را در سینه جای داده‌اند.
نایل از نسل قلم به دست و تحصیل کردۀ بعد از فاجعه و نسل‌کشی ارزگان و هزاره‌جات است؛ برخاسته از جامعه‌ای که در برهه‌ای از زمان به دست تعصب ویرانگر تاریخی به یک‌باره شاکله و ساختار اجتماعی و خانوادگی خودش را از کف داد؛ از کشته‌ها پشته‌ها شدند و کله‌منارها از خاک سر برکشیدند و زندگان آواره، اسیر دست نابخشودنی جبر تاریخ شدند.
یقینا او بیشتر از نسل امروزی زخم‌های تازۀ ایل و طایفه‌اش را لمس کرده است و کمر بسته با تمام توان خود و با تحمل سختی‌های زندگی، نخواست رنج‌های رفته بر سرزمینش را به تاقچۀ فراموشی بسپارد. ازاین‌رو، بدون این‌که آسایش مصلحت‌سنجی و طرفندهای هزارویک پهلو را سلوک زندگی‌اش قرار دهد، تحمل سختی‌های سکرآور و بیان تلخی‌های گذشته و عدم آسایش را به جان خرید و انگار یک لحظه از این رودبار خون آلود فرزندخوار غافل نبود.
زمستان 1394، کابل، بنا شد در ساختار فعالیت‌های انتشاراتی بنیاد اندیشه، مجموعه دست‌نوشته‌های استاد حسین نایل نمونه‌خوانی شده، چاپ شوند. مجموعۀ دست‌نوشته‌ها به دست مرد اهل علم، فرهنگ و فرزانگی، استاد سرور دانش، رئیس بنیاد اندیشه بود. ایشان مجموعه‌ را بعد از فوت مرحوم نایل به دست آورده بود و از تلف‌شدن نجات داده بود و همواره دغدغۀ چاپش را در سر داشت و حالا زمان چاپ آن رسیده بود. در میانۀ کار روی مجموعه آثار حسین نایل، هرچند به دلایل تراکم طرح‌های کاری بنیاد اندیشه، وقفه‌هایی پیش آمد؛ اما کار روی این کتاب‌ها هیچ‌گاه متوقف نشد و حالا به خود می‌بالیم که شش جلد پیش روی، به زودی به دست خوانندگان و پژوهشگران گران‌قدر قرار می‌گیرند.
خوشبختانه تابستان 1395 سه اثر حسین نایل از سوی انتشارات بنیاد اندیشه به چاپ رسیدند که دو عنوانش مثل «ساختارهای طبیعی هزاره‌جات» و «سرزمین و رجال هزاره» باز نشر بودند و این کتاب‌ها قبلا از سوی مرکز فرهنگی نویسندگان و انتشارات سلسال، در قم به چاپ رسیده بودند؛ اما «جستارها» سومین مجموعه آثار نایل که مجموعه مقالات ایشان را دربرمی‌گیرد، از سوی انتشارات بنیاد اندیشه چاپ شده است و به دست علاقه‌مندان و پژوهشگران قرار گرفته است. لازم به یادآوری است که سه عنوان کتابی که قبلا چاپ شده‌اند، مجموعه مقالات نگاشته شده توسط خود حسین نایل‌اند؛ اما مجموعه‌آثار شش‌جلدی که اکنون حضور علاقه‌مندان قرار می‌گیرند، مجموعه پژوهش‌هایی‌اند که در طی سالیانی از منابع مختلف گردآوری شده‌اند.
در ادامه لازم است که چند نکته دربارۀ آثار تألیفی حسین نایل یادآوری شود.
شیوۀ پژوهش
پژوهش این مجموعه‌ها به گونۀ دایرة‌المعارفی است و قالب و محتوا‌های متفاوتی را می‌توان در آن دید از قبیل ادبیات، سرزمین و رجال و آداب و رسوم. حسین نایل موضوع و نظرگاه خاص تاریخی را در نظر نداشته که بر محور همان موضوع مباحث تحقیقی خودش را پژوهش و تنظیم کند؛ بلکه برای او خود هزاره‌ها و هزارستان و آن‌چه که بر سرنوشت آن‌ها مربوطه می‌شده است، مهم بوده است و آن‌چه که دربارۀ جغرافیا، تاریخ، سرزمین و ادب و فرهنگ این مردم به چاپ می‌رسیده است. از همین روی، هر آن‌چه که مربوط به مسائل هزاره‌ها در کتاب‌ها و مطبوعات روزگار نایل به چاپ رسیده است، جمع‌آوری شده است. لذا در این کتاب‌ها هم می‌توان برشی از یک کتاب را شاهد بود و هم گزارش‌ها و مقالاتی که در روزنامه‌ها‌، هفته‌نامه‌ها، فصلنامه‌ها و سالنامه‌ها به چاپ می‌رسیده‌اند.
این‌گونه تحقیق در عین حال که از لحاظ موضوع‌بندی ریز، دارای خط سیر پژوهشی و نظریه‌ خاصی نیست، اما حسنش ازاین‌رو‌ست که هر آن‌چه را که دربارۀ هزاره‌ها و هزارستان نیاز داریم و در روزگار نایل و قبل از آن به نگارش درآمده و یا اتفاق افتاده است، به شکل کلی پیش رو داریم و می‌توان براساس نیازمندی‌های پژوهشی و از منظر و زوایای مختلف از این مجموعه‌ها بهره برد.
تعهد پژوهشی یکی از خصوصیت‌هایی است که هر محققی بایستی به آن آراسته باشد. هر‌چند این حرف به گونۀ ایده‌آل همواره مطرح شده است، ولی کم‌تر نمونه‌ای را می‌بینیم که بر این مبنا و آرمان خلق شده باشد. در طول تاریخ دیده شده است که بسیاری از آثار تاریخی به گونه‌ای شکل پیدا کرده است که صاحبان قدرت و مکنت می‌خواسته‌اند و بسیاری از حوادث و تحولات تاریخی همان‌گونه به تصویر کشیده شده است که امیال و دیدگاه‌های صاحبان قدرت را پوشش می‌داده است. از همین روی است که سخن مشهور «تاریخ را جنگ‌آوران می‌نویسند»، به میان آمده است و ابر بی‌اعتنایی نسبت به مقوله تاریخ‌نگاری، ذهن و روان خواننده را پر کرده است. اما حسین نایل سعی کرده است به آرمان‌های راست‌گرایی پژوهش تاریخی پایبند بماند و هرآن‌چه را که در مورد هزاره‌ها نوشته شده است، جمع‌آوری کند؛ ولو گاه با کج‌تابی‌های پژوهشی بربخورد. جالب این‌جا است که در بین همین مجموعه‌ها گاه مطالبی دیده می‌شوند که به تحریف سخن رانده شده‌ است و حتی نسبت‌های کاذب و ناحقیقت‌هایی نسبت به جغرافیا و تاریخ این مردم صورت گرفته‌اند که چندان به سود متن هدفمند نیستند؛ ولی نایل این مسئولیت را به شکل متعهد به دوش کشیده است که در تمام زمینه‌ها بدون گزینش و تحریف، مطالب را جمع‌آوری کرده برای نسل‌های آینده به ارمغان بگذارد. او یقینا فکر می‌کرده است که نسل آیندۀ تاریخی حتما به شکل استدلالی متن را رد و یا باور می‌کنند و سره را از ناسره تشخیص می‌دهند.
شیوۀ تنظیم از سوی انتشارات
شیوۀ تنظیم این مجموعه‌آثار شش جلدی، حدودا همان تنظیمی است که خود حسین نایل انجام داده است. این مطلب لازم به ذکر است که در این مجموعه مطالب بسیاری هستند که شبیه به هم‌اند و تا حدودی تکراری به نظر می‌آیند؛ مثلا دربارۀ یک موضوع مطالب چندی در هریک از این مجموعه‌ها به چشم می‌خورند. شاید این مسأله دغدغۀ خود مرحوم نایل بوده است که تنظیم نهایی را چگونه شکل بدهد؛ اما خوبی مطلب این است که این نوشته‌ها و مقالات بعینه تکراری نیستند، به شکلی که هر مطلب عین همان متنی باشد که در جلد دیگر هم آمده است؛ بلکه این نوشته‌ها متونی‌اند که از ذهن و زبان نویسندگان مختلف و در مطبوعات مختلفی نوشته شده‌اند و با زبان و ساخت متفاوت یک مسأله و موضوع را پوشش داده‌اند. از همین روی در انتشارات بنیاد اندیشه نسبت به گونۀ تکرارها نقطه‌نظرهایی مطرح شد که چگونه گزینش صورت بگیرد؟ در ابتدا چنین به نظر می‌آمد که مطالب شبیه به هم که یک موضوع را پوشش داده‌اند و روایت‌کنندۀ یک واقعه‌اند، ولو از زبان و قلم نویسندگان متفاوت، بایستی حذف و گزینش شوند. در این صورت دیگر با مطالب نزدیک به هم و تکراری روبه‌رو نیستیم. راه دیگرش همین است که پیش رو داریم و بایستی طبق دسته‌بندی خود مرحوم نایل باشد. بالاخره تصمیم قطعی بر این شد که مجموعه‌ها به همان شکلی که خود مرحوم نایل تنظیم و جلدبندی کرده است، به چاپ برسند. بعد از آن نوبت پژوهشگران است که از بین این باغستان میوه‌های پژوهشی خودشان را برچینند؛ اما وقتی به صفحه‌آرایی رسیدیم، متوجه شدیم که بایستی کمی جابه‌جایی مطالب صورت بگیرد. این کار هم از این روی بود که پراکندگی نسبت به موضوع‌بندی مطالب به چشم می‌آمد و بایستی وحدت موضوع درنظر گرفته می‌شد تا شکل کتاب‌آرایی نیز طبق اصول صورت می‌گرفت. لذا در این مرحله برآن شدیم که مطالب را باتوجه به سنجش وحدت موضوع، کنار هم بچینیم تا خوانندگان نیز بدون دست‌انداز و با یک‌دستی مطالب و بخش‌ها روبه‌رو باشند.
شیوۀ ویرایش و اصلاحات
مجموعه آثار شش جلدی مسائل هزاره قسمتی دستنویس بودند و قسمتی هم مجموعه مقالات چاپ شده و گزارش‌ها، بیانیه‌های سیاسی و اجتماعی برگرفته شده از مطبوعات. قسمت روزنامه‌ها تا حدودی در گذر زمان فرسوده شده بود و دقت بیشتری را لازم داشت. از همین جهت سعی شده است که با نمونه‌خوانی و بازخوانی‌های مکرر این مهم تحقق پیدا کند. ازاین‌رو، علاوه بر خوانش مکرر نسبت به بسیاری از واژگان بومی حساسیت و دقت صورت گرفته است از جمله اسم طوایف، مکان‌ها، بعضی اصطلاحاتی که در حروف‌چینی روزنامه‌ای اشتباه ثبت شده‌ بودند و یا در زمان مرحوم نایل از غلط‌های مشهور املایی به حساب می‌آمده‌اند، اصلاح و به صورت امروزی ثبت شده است. هم‌چنین سعی شده است که این مجموعه طبق آخرین روش‌های نگارشی زبان فارسی اصلاح و ویراستاری شود.
از جمله مواردی مهمی که نسبت به این کتاب‌ها ضرورت داشت، کامل کردن منابع بود. این مجموعه بنا به رسم و نحوۀ پژوهش دهه‌های گذشته، از منابع کاملی برخوردار نبودند؛ لذا سعی شده است که منابع به شکل امروزی کامل شوند، البته به حد وسع و امکان.
در آخر لازم می‌دانم که از جناب استاد سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان و رئیس بنیاد اندیشه نهایت سپاس و قدردانی را داشته‌ باشم که دایم پیگیر کارهای انتشارات و خصوصا این مجموعۀ شش جلدی بوده است. هم‌چنین از همه دوستان و یارانی که در امر مشوره‌دهی و کتاب‌آرایی، یاری رسانده‌اند، سپاس‌گزارم.
حسین حیدربیگی
بنیاد اندیشه
بهار 1397، کابل

تغییر عمده در موضیع ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان !

 

نوسند: حسن علی عدالت

اکنون که طالبان تایید کرده است که با هیأت عالی رتبه آمریکا در غیاب شورای عالی صلح افغانستان و دولت افغانستان مذاکره ثمر بخش داشته اند ، بدون اینکه دولت افغانستان در جریان باشد به تدریج چگونگی این مذاکرات از سوی مقامات آمریکایی افشا می گردد تا ذهنیت ها را در افغانستان برای تطبیق آن آماده سازی نمایند ، چیزی که اکنون از آن یاد آوری می گردد تغییر فاحش در موضیع ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان است ،

ادامه مطلب: تغییر عمده در موضیع ایالات متحده آمریکا در قبال افغانستان !

بلاهت، يا منطق ماشين دودى مخالفان سالگرد شهداى دوم اسد در شهر قم ايران

بلاهت، يا منطق ماشين دودى مخالفان سالگرد شهداى دوم اسد در شهر قم ايران

استادشهيد، مرتضى مطهرى، در يكى از كتاب هايش داستان " منطق ماشين دودى" را براى تشخيص و تبيين جامعه مرده و زنده از قول يكى از دوستانش بيان مى كند.

ادامه مطلب: بلاهت، يا منطق ماشين دودى مخالفان سالگرد شهداى دوم اسد در شهر قم ايران

اعتدال میوه‌ی رسیده‌ی باغ معرفت

اعتدال میوه‌ی رسیده‌ی باغ معرفت
جناب رویش گرامی، دوست ارجمند و آموزگار پرافتخاری که نام تان با معلمی گره خورده است، امیدوارم از اشاراتم بر سخنان دیروز تان دلخور نشده باشید. شما یکی از معلمین برتر در سطح جهان شناخته شده‌اید و لیسه معرفت (شناخته شده به عنوان لیسه نمونه و برتر از سوی وزارت محترم معارف) که برای قشر محروم جامعه و در محروم‌ترین بخش پایتخت تأسیس شده است، دست‌آورد اندکی نیست.
دوست عزیز، به رغم خدمات علمی و فرهنگی در خور ستایش شما، در این مدتی که با شما آشنا شده‌ام، یک پدیده را در شما بسیار برجسته یافته‌ام: به هر سو که رو می‌نمایید، اندکی تا قسمتی زیاد، احساساتی، شتاب‌آلود، پرمبالغه و تا آخر خط پیش می‌روید. احساس می‌کنم که دیروز نیز اصل سخن منتقدانه تان با تأکیدهای مکرر و تکیه بر ضرب‌المثل‌های نه چندان زیبا، به نوعی مبالغه و افراط کشید که به جاافتادن پیام اصلی سخن‌تان بسیار آسیب وارد نمود.
ادامه مطلب: اعتدال میوه‌ی رسیده‌ی باغ معرفت

بلخی؛ تئوری پرداز خشونت

 

سخنرانی رویش به مناسبت پنجاهمین سالیاد علامه سید اسماعیل بلخی نه تنها، در رسانه ها، در افغانستان و به ویژه جامعه هـزاره و کسانی که با دیدگاه سنتی به مذهب تشیع نگاه می کنند، واکنش‌ها و انتقاد هایی را پدید آورده است؛ بلکه به نظر برخی از سیاست گزاران و مبارزان جهادی، وقتی که رویش می گوید: «بلخی؛ تئوری پرداز خشونت» است، از این سخن مفهومی در اذهان عامه تداعی می شود که او خط بطلان برگذشته‌ی مبارزاتی و جهادی آنان می کشد و آنان را خشونت پرور می خواند، نه خشونت پرهیز. پی‌‌‌آیند این نظریه، مشروعیت سیاسی آنان را در جامعه تشیع زیر سؤال برده و جایگاه شان را در آینده متزلزل می سازد، به تعبیری آب در خانه موران افتاده است.
البته گفتمان خشونت و خشونت پرهیزی، امری جدید و تولید فکرتازه ای نیست؛ که در ادبیات و اندیشه حقوق بشر نبوده باشد؛ بلکه پیشینه تاریخی طولانی داشته است، اما تعـریف روشن، تاهنوز از خشونت، ترور، تروریسم بین المللی و تروریسم دولتی که جامع و همه پذیر باشد، ارائه نشده و یا شده، دارای ابهام و قابل تفسیر و توجیه بوده است. حتی در تعیین مصداق واژه‌ی خشونت میان اندیشمندان اختلاف های فراوانی و جود داشته است. وقتی  به ژرفای این اختلاف ها و بی توجهی اندیشمندان، پی می بریم و برای ما روشن می شود که نظرها و جستارهای دانشمندان در رابطه با تعریف و مصداق خشونت نگاه می کنیم و می بینیم که دیگاه ها و نگاه ها و تعریف ها متفاوت و مختلف اند. برخی خشونت را منحصر به آسیب رسانی بدنی می دانند و جمعی دیگر، این تعریف را ناتمام و ناقص می پندارند و آسیب رسانی روانی را نیز بر آن می افزایند. و شماری دیگر، هر دو نظریه را ناقص می دانند و  مصداق دیگری را بر آن علاوه می کند.
بنابراین، آنچه می توان در این راستا گفت، این است: خشونت و خشونت ورزی و خشونت پرهیزی همزاد آدمیان و در دراز نای تاریخ و اسطورهای تاریخی از زمان هابل و قابل بوده است که از آن زمان به این، سو به شیوه های گوناگون و با عوامل مختلف وجود داشته است و آدمیان علیه همدیگر اعمال کرده اند، قتل، کشتار و حتی به نسل کشی و نسل زدایی همدیگر پرداخته اند. این عوامل را می توان گفت: مذهبی، نژادی، سیاسی، اقتصادی و جنسیتی بود اند. قابل در تاریخ و اسطوره های تاریخی، نماد خشونت در آموزه‌های مذهبی به ویژه در ادیان ابراهیمی بوده است و هابیل نماد خشونت پرهیزی. قابل پیروز میدان مبارزه است و هابیل در مبارزه درمانده و شکست خورده. آنچه گفته آمدیم، از منظر تاریخی نمی توان بلخی را از بنیان گذاران تئوری خشونت، در افغانستان دانست، بلکه ریشه و تفگر بنیاد گرایی و یا احیای دینی را سید جمال الدین بنیان گذاری نمود و پیروان جریان سلیفیه و اخوان المسلمین آن را عملی کردند. در واقع، ریشه و منشأ تئوری خشونت، ترور، و کشتار، مطلق نگری و جزم اندیشی در اندیشه اسلام سیاسی است، حق مطلق و باطل مطلق در تفکر اسلام سیاسی، در جنگ دایمی اند. شیطان و خدا میدان دار اند. بهشت و جهنم فرجام و میعاد گاه. اما روژه گارودی تلاش می کند نسبیت را در تفکر سلیفیه برجسته سازد، این فرقه  قدرت را آز آن خداوند می دانند و خلیفه و یا امیرالمؤمنین شریعت را در جامعه تطبیق می کند و شریعت پویا و دینامیک نیست، اما گارودی و قتی که عوامل درونی پیروزی مسلمانان صدر اسلام را بررسی می کند می نویسد: «عوامل درونی این پیروزی عبارت بود از : نخست، مفهوم متعالی توحید که هر نوع قدرت را در برابر خداوند نسبی می دانست، و چنان که دیدیم، برابری و برادری در میان همه‌ی مردم بر قرار می کرد و عامل و انگیز‌ه‌ی رهایی  از هر گونه ظلم و استبداد سیاسی و اقتصادی و مذهبی می گردید». در حالی عکس این قرائت و برداشت را داعش، طالب و القاعده دارند.  ما در میدان عمل به چشم سر می بینیم که جزم گرایی و مطلق نگری خود را در جنگ های عراق، سوریه و افغانستان برحسته تر نشان می دهد، تا نظریه نسبیت و گرایش های حقوق بشری و انسانی. و مبنای انتحار همین رویکرد مطلق اندیشی است دیدگاه حق مطلق و باطل مطلق  و سیاهی سیاه دیدن و یا سفیدی سفید دیدن گمراه کنند و خشونت آفرین است. به تعبیر دگر هـر که ما نیست و از مانیست و کرامت انسانی او نیز مورد احترام نیست، نجس العین است و کشتن اش واجب.
در تاریخ معاصر سیاسی افغانستان، خشونت سیاسی و مذهبی تاجای نهادینه شده است، زیر مطلق اندیشی و جزم گرایی از هنجارهای اجتماعی به شمار می رود. زمانی خشونت اسلام سیاسی به طور برجسته، در تاریخ افغانستان، خود را نشان می دهد که علمای اهل سنت، به دستور عبدالرحمن خان فتوای قتل عام هزاره ها را به عنوان شیعه و رافضی، صادر کردند. اما اگر دفت کنیم، چنین به نظر می رسد که انگیزه و عوامل خشونت سیاسی و نسل کشی در تاریخ افغانستان، ریشه های نژادی و قبیله ای داشته و مذهب و دین توجیه گننده‌ی خشونت بوده است.
اما اگر به جهان تشیع برگردیم، شریعتی نیز، قیام ام حسین را این گونه تئوریزه می کند و دو راه بیشتر فرا راه نجات شیعان، از استبداد یزدی، تجویز نمی کند. نسخه‌ای که مرحوم شریعتی از قیام امام حسین می نویسد: نیز نسخه‌ی انتحار و انفجار است، آنجا که می گوید: «شهادت پیامی است به همه‌ی عصرها و همه‌ی نسل‌ها، که اگر می توانی بمیران و اگر نمی توانی بمیر». یعنی بکش اگر توان داری و یا کشته شو و انتحار کن، در صورتی که توان نداری. اساس این تئوری بربنیاد دیدگاه دارونیزم سیاسی در غرب نیز خشونت آمیز بوده است، تئوریی که فاشیسم و نازیسم به آن جنگ جهانی دوم را آغاز کرد.
بر مبنای  تئوری خشونت، فدائیان اسماعیلی در قلعه‌ی الموت آموزش می یافتند. با حشیش معتاد شده، اخته می گردیدند، تا در رقابت های سیاسی و دشمنی های مذهبی رقیبان و مخالفان خود را ترور کنند و آن ها، انتحا و اشتشهاد را افتخار و یکانه راه نجات و رسیدن به هدف  می پنداشتند.
اینک در زمانه‌ی ما گروه داعش، سازمان مخوف القاعده، گروه مافیایی طالبان، از این روش و تئوری  خشونت آمیز بهره می گیرند.  انتحار و انفجار و اشتشهاد را انجام می دهند.  که عمل کردهای آن ها هم خشونت جسمی را در پی داشته و هم خشونت روانی را. حتی این سازمان های تروریستی، تجاوز بکرامت انسانی تروریست ها خود را نیز تجویز و به آن‌ها تجاوز و یا همه را معتاد می کنند و بعد برای قتل عام و ایجاد رعب وحشت به شهرها و محافل ها و مراکز تجمع می فرستند.
جای شگفت نیست که سلیمانی فرمانده سپاه قدس، آمریکا را اخیرا اخطار می دهد که ما در همه جا هستیم و می توانیم با آمریکا بجنگیم. این اخطار شبیه به اخطارهایی است که شیخ صباح خلفای وقتش را می داد، زیرا رژیم ایران نیروهایی را در استخدام دارند که ترور و انتحار می کنند، کاری اسماعیلیان می کردند.
بلخی؛ اگر تئوری پرداز خشونت نباشد، ولی می توان از سخان و اشعار بلخی خشونت را در برابر خشونت تجویر می کند و زبان خرد را با خنجر خشونت می برد و قلم را با شمشیر می شکند، فهم کرد. اما در واقع نظریه بلخی واکنشی بود، او در برابر تئوری اتکا به شمشیری که طرزی، عبدالحبیی و عبدالرحمن در تاریخ سیاسی افغانستان تئوریزه کرده اند. تئوریی که هم اکنون، توسط حلقات خاص درون ارگ و سپیدار،(مانند اسماعیل یون و گلبدین حکمتیار، داعش و طالب) در برابر منطق دادخواهی و عدالت خواهی جنبش تبسم و جنبش روشنایی و جنبش رستاخیز برای تغییر از آن استفاده کردند و قتل عام فرهنگی و انسان کشی را در میدان دهمزنگ و میدان زنبق و... انجام دادند.
در نتیجه سخنان رویش در این راستا، قابل ارزیابی، در خور نقد و اهمیت است. او در عصری و زمانی سخن می گوید که عصر ارتباطات و حقوق بشر است. اما در همین عصر و مانه نیز، کمتر از زمان جنگ جهانی دوم نقض حقوق بشر، اهانت به کرامت انسانی و خشونت جنگی و نسل کشی در افغانستان و خاور میانه، توسط ترروریست های داعش و طالب انجام نشده است، بلکه رویکرد این گروه ها خشونت آمیز تر و غیر انسانی تر بوده است. در چنین شرایط و وضعیت وقتی که  پاسخ گل دادن و گل کاشتن در خیابان های کابل، - به خاطر مطالبات حقوق انسانی،- گلوله و رگبار مسلسل باشد، پیروان بلخی نیز لزوما مجبور می شوند که مقابله ای به مثل را تجویز کنند، زیرا زبان و ادبیات گفتمان و دیالوگ را تروریست ها و انتحاری ها نمی فهمند و در این صورت دفاع امری خردمندانه است!(مدیریت سایت)
ادامه مطلب: بلخی؛ تئوری پرداز خشونت

هیاهوی بسیار بر سر هیچ!

به روز پنجشنبه ۲۶ جولایی «ائتلاف بزرگ ملی افغانستان» در کابل اعلام موجودیت کرد. در رسانه ها و شبکه های اجتماعی و بین المللی بازتاب گسترده داشته است. این ائتلاف به گزارش بی بی سی از ۳۵ حزب و جریان سیاسی تشکیل شده است. به گزارش رادیوآزادی از جمله کسانی که در تالار سخن می گفت، عطامحمدنور والی سابق بلخ بود وی از کارکردهای دولت به اصطلاح وحدت ملی شدیداً انتقاد کرد: «شما می دانید که فقر وجنگ، تعصبات قومی، از سوی یک حلقه خاص تلاش برای خود خواهی، انحصار قدرت بدست چند نفر این همه در کشور بیداد می‌کند و کشور را با چالش رو به رو کرده است بهبود و ضعیت وظیفه مشترک ما و شما است». براساس این گزارش اعضای شاخص و رهبری کننده‌ی این ائتلاف عبارتند از: «عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری، محمد محقق معاون  دوم ریاست اجرائیه، صلاح الدین ربانی وزیر امور خارجه، عطا محمدنور والی پیشین بلخ، انوار الحق احدی رئیس جبهه ملی نوین افغانستان، رحمت الله نبیل رئيس پیشین امنیت ملی، [یکی از اعضای رهبری محورملی] همایون همایون معاون اول السی جرگه، ضیا مسعود، ظاهرقدیر و شماری دیکر از سیاسیون در این ائتلاف شامل اند».

عکس العمل دولت کابل در قبال اعلام موجودیت ائتلاف مذکوزر مثبت بوده و در اعلامیه ریاست جمهوری آمده است:«طی نزدیک به چهارسال، حکومت در موضوعات مختلف ملی و بین المللی با احزاب سیاسی، شخصیت‌های جهادی و سیاسی، مشورت و رایزنی را انجام داده ، رییس جمهور کشور در آینده‌ی نزدیک نیز با آنان در رابطه به مسائل ملی نشست خواهد داشت.»، 

اما این ائتلاف، واکنش‌هایی انتقادی  را نیز در پی داشته است. از جمله شخصیت های سیاسی که نظام فدرالی را تنها راه حل معضل کنونی کشور و بیرون رفت از جنگ و زمینه‌ای برای وحدت ملی می داند ، داکتر لطیف پدرام است. وی از ائتلاف بزرگ ملی انتقاد کرده، و آن را «هیاهوی بسیار بر سر هیچ» وشکننده، بی بنیاد و گذرا خوانده است. «بامیان نیوز» نظرات ایشان را باز نشر می کند. بامیان نیوز معتقد است که فرهنگ نقد و نقد پذیری اگر در جامعه نهادینه شود، زمینه های تفهیم و تفاهم بیشتر از پیش فراهم خواهد شد. 

 
گزارش بی بی سی
 
 
ادامه مطلب: هیاهوی بسیار بر سر هیچ!

جنبش روشنایی برای ادامه مبارزات ، نیاز مبرم به ساختار سازمانی دارد !

 
 
«مدیریت سایت «بامیان نیوز»، تلاش می کند، خاطره ها و چشم دیدهای، مجروحان و اشتراک کنندگان در تظاهرات تاریخی و بی نظیر عدالت خواهی جنبش روشنایی، و دیدگاه فرهیختگان، نویسندگان، و شاعران در این راستا را مستند کرده، باز نشر کند. بنابراین، امید می رود که در این زمینه با بامیان نیوز همکاری نمایید. اینک به دیدگاه یکی از نویسندگان فرهیخته و صاحب نظر در امور سیاسی می پردازیم:
 
نویسند: حسن علی
 
 

جنبش روشنایی برای ادامه مبارزات ، نیاز مبرم به ساختار سازمانی دارد !

اکنون که دوسال از موجودیت جنبش روشنایی در میان هزاره ها می گذرد ، وقت آن فرا رسیده است که شورای عالی جنبش روشنایی عملکرد دوساله این شورای را به صورت همه جانبه مورد نقد و ارز یابی قرار دهند ، کمبودی‌ها و کاستی ها را ریشه یابی نمایند ، موفقیت ها و راز موفقیت ها را هم برجسته نمایند ، به انتقادات و پیشنهادات اعضای جنبش و مردم که در آدرس شورای عالی جنبش روشنایی ایراد گردیده است گوش شنوا داشته باشند و آن را بدون حب و بعض تحلیل نمایند ، و در نتیجه تجارب که حاصل گردیده است ، شورای عالی جنبش روشنایی لازم است که جای خود را به یک ساختار جدید که توانمندی فعالیت و ابتکار عمل را داشته باشند تخلیه نماید ، و در این ساختار جدید باید مسوولیت هر فرد و یا افراد مشخص گردد ، واضح است که این ساختار باید دارای مرامنامنه و اساسنامه باشد ، در این صورت است که هم مسوولین جنبش روشنایی و هم اعضا و هواداران آن از بلاتکلیفی و سردرگمی نجات پیدا می کنند ، در صورت حفظ ساختار کنونی شورای عالی جنبش روشنایی ادامه مبارزه دشوار به نظر می رسد ، چون هیچ کسی نمی داند که که و کدام کمیته چه مسوولیت دارد از همین سبب است که در شرایط فعلی هرکس که خواسته باشد خود را فرمانده ، تیوریسن و سخنگوی جنبش روشنایی قلم داد می کند و هرچه هم که خواسته باشد از نام و آدرس جنبش روشنایی به خورد مردم می دهد ، که دوام چنین وضعیت غیر ممکن است ، لذا دیر و یا زود شورای عالی جنبش روشنایی مجبور می گردند که در راه ساختار شدن و سازمانی شدن حرکت کنند ، البته این نوشته بیشتر جنبه طرح یک مسأله را دارد که در این زمینه باید با کارشناسان ، سیاست مداران و هر انسان با تجربه گفتگوی وسیع صورت گیرد تا در نتیجه یک راه بیرون رفت معقول که قابل قبول برای اکثریت مطلق اعضای شورای عالی جنبش روشنایی و اعضای آن باشد به میان آید .

 

در باره‌ی بنیاد گرایی، سنت‌گرایی و استبداد (۵)

«هـزاره به طور خـاص قـربانیان سرکوبگـری طالبان هستند، چون آن‌ها به گـونـه‌ی فاجعـه آمـیـز در معـرض سیاست نظامی ضد شیعی طالبان و نفـرت ریـشـه دار نـژادی قـرار دارنـد. به عـلاوه فعالیت‌های «امر به معروف و نهی از عن المنکر» طالبان در کابل زیر نظر مولوی کمـال‌الدین ـ به ویـژه سرکوب زنان که نمادی است از آسیب پذیری زنان و ناتوان سازی بستگان مـرد آنـهـا ـ مسلّمـاً از نظر روانی تأثیر رعـب انگـیـزی بر کل جامعه داشته است. امـروزه کلمـه‌ی ترور (وحشت) را کابلی‌ها آشکارا برای توصیف حـالتی که طالبان در اذهـان آن‌ها ایجاد کرده اند به کار می برند.»

ادامه مطلب: در باره‌ی بنیاد گرایی، سنت‌گرایی و استبداد (۵)

بیانیه خانواده های شهدای جنبش روشنایی

 
سال گذشته در چنین روزی(۲۲ جوالای ۲۰۱۷)، آقای احمد بهزاد، وکیل پارلمان و یکی از اعضای ارشد شورای عالی جنبش روشنایی در صفحه خود، بیانیه ‌ای را از طرف خانواده شهدای جنبش روشنایی که در میدان شهدای جنبش روشنایی، توسط تروریستان  و طرح سازمان یافته فاشیسم قومی، به شهدادت رسیده بودند به نشر گذاشته بود که  اینک به پاس خون،
حرمت و عظمت شهدای دوم اسد ، در «بامیان نیوز» باز نشر می شود.
ادامه مطلب: بیانیه خانواده های شهدای جنبش روشنایی

زیر مجموعه ها