پشت پرده‌ی شب اول و دوم اسد 1395 (فاجعه دهمزنگ)، به روایت عضو ارشد شورای عالی مردمی – جنبش روشنایی+تصاویر

محمد اصغر سروش

شفقناافغانستان- جنبش روشنایی پس از تصمیم کابینه حکومت وحدت ملی در 11 ثور 1395 مبنی بر تغییر مسیر لین برق 500 کیلوولت ترکمنستان از مسیر بامیان – میدان وردک به مسیر سالنگ، به تاریخ 16 ثور همان سال در مسجد باقرالعلوم تشکیل گردید. جنبش روشنایی در کوتاه‌ترین زمان توانست حمایت های بزرگ مردمی را در داخل و خارج از افغانستان جلب کند و تمامی احزاب وگروه‌های سیاسی شیعی را گردهم جمع نماید. تظاهرات 27 ثور در کابل و گردهمایی های بزرگی را جنبش روشنایی در مصلی شهید مزاری در غرب کابل راه اندازی نمود و صدای عدالتخواهی خود را به گوش حکومت افغانستان و جامعه جهانی رساند. زمانی که تظارهرات 27 ثور و گردهمایی های جنبش روشنایی ظاهراً نتیجه‌ی را که سران این جنبش می خواستند به آن نرسیدند،‌ شورای عالی مردمی جنبش روشنایی یکبار دیگر در صدد راه اندازی تظاهرات در دوم اسد سال 1395 گردید. این تظاهرات برگزار گردید و سرانجام در دهمزنگ، با فاجعه بزرگ انسانی مواجه گردیده که به تعداد 86 تن شهید و بیش از 400 تن دیگر زخمی گردیدند. با آنکه مسئولیت خلق این فاجعه را گروه موسوم به داعش پذیرفت، اما سران جنبش روشنایی، شورای امنیت ملی و حلقات درون حکومت را عامل اصلی این فاجعه می دانند. 

جنبش روشنایی در آیینه‌ی مطبوعات

 
نبی احمدی
 
دوم اسد

جنبش روشنایی تا یک ماه دیگر به صورت رسمی و علنی وارد سومین سال فعالیت خود می گردد. این جنبش در این مدت با فراز و فرودها و چالش ها و فرصت های فراوانی روبر گشته و بنابراین زوایای پیدا و پنهان زیادی در حرکت ها و موضع گیری ها و تصامیم این جنبش وجود دارد. می توان صدها کتاب در این باب نوشت.

قتل‌عام ممتد غریب‌ترین فرزندان این سرزمین

 

احمد بهزاد عضو مجلس نمایندگان و شورای عالی مردمی جنبش روشنایی

فاجعه قتل عام نیروهای امنیتی کشور را باید جدی گرفت.
کشتار منسوبین نظامی و امنیتی توسط شبه نظامیان طالبان در چند ولایت؛ مانند بادغیس، فاریاب و اخیرا در هلمند، بار دیگر این پرسش را نزد جامعه مطرح کرده است:
«آیا این قتل عام ها محصول ضعف نهادهای نظامی و امنیتی کشور و قوت نظامی طالبان است؟ یا مشکل در جای دیگری است؟»
در اکثر این رویدادها، قتل عام سربازان و افسران معمولا پس از درگیری های طولانی، در محاصره قرار گرفتن نیروهای دولتی، اتمام مهمات و تجهیزات نظامی‌شان و نرسیدن کمک و نیروی پشتیبانی اتفاق می‌افتد.

پیام احمد بهزاد عضو ارشد شورای عالی مردمی جنبش روشنایی به مناسبت روز نوروز و آغاز سال ۱۳۹۸ خورشیدی

 

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر اليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

فرا رسیدن جشن باستانی نوروز و حلول سال ۱۳۹۸ خورشیدی را به همه هموطنان عزیز، یاران عدالت‌خواه در سراسر جهان و به تمام جوامع و ملت های حوزه تمدنی نوروز تبریک و شادباش می گویم.
سالی که گذشت برای جامعه ما توأم با دشواری ها، ایستادگی ها و خلق جلوه های به یادماندنی از رویدادهای تلخ و شیرین بود؛ رویدادهای که در عرصه مقابله با دهشت آفرینی تروریزم، مبارزه با ستم و تبعیض حاکم بر مناسبات سیاسی، اقتصادی و حتی آموزشی کشور و از سر گذراندن آزمون های دشوار سیاسی شکل گرفت. آنچه برای ما مایه فرح بخش امید و نشاط است، عبور سرافرازانه جامعه از بیشتر این چالش ها و مشکلات بوده است. بدیهی است که در این مسیر، آزمون ها و هزینه ها در برابر ما قرار می گیرد که چگونگی عبور از آن، اراده ها را محک می زند و آینده ها را تعیین می کند.

یادداشت‌های زیرزمینی: نامه‌های زندانِ نلسون ماندلا

هاوارد فرنچ

برگردان: پیام یزدانجو

نامه‌های زندان نلسون ماندلا، ویراسته‌ی سام ونتر، با دیباچه‌ای از زاماسوازی دلامینی-ماندلا، انتشارات لیورایت، ۲۰۱۸.

نلسون ماندلا، بعد از آزادی‌اش از زندان در سال 1990، در سخنانی به توصیف پیروزی جنبش مبارزه با آپارتاید در آفریقای جنوبی پرداخت، مبارزه‌ای که او برای هدایت و رهبری‌اش آن همه کوشش کرده بود: با غروری آشکار، اعلام کرد که «ما با سر پا ایستادن به صلح رسیدیم، نه با زانو زدن.»

ماندلا در سال 1943 به «کنگره‌ی ملی آفریقا» ملحق شده بود و، در سال 1960 که دولت آفریقای جنوبی این تشکل را غیرقانونی اعلام کرد (چند هفته بعد از کشتار شارپ‌ویل که به مرگ حدود هفتاد معترض در نزدیکی ژوهانسبورگ منجر شد)، از پایه‌گذاران شاخه‌ی مسلح و نظامی «کنگره‌ی ملی آفریقا»، موسوم به «اومخونتو وسیزوه»، شد. (شاخه‌ی نظامی کنگره کار خود را با سلسله‌ای از بمب‌گذاری‌ها در نیروگاه‌ها و مراکز دولتی آغاز کرد و، تا پیش از زندانی شدن ماندلا، از هدف قرار دادن افراد اجتناب می‌کرد.) ماندلا در سال 1962، مخفیانه به چندین کشور مستقل آفریقایی و همچنین به لندن سفر کرد تا برای نبرد با آپارتاید جلب حمایت و کسب کمک مالی کند، و در مراکش و اتیوپی هم علاوه بر دریافت اسلحه، در زمینه‌ی تخریب و خراب‌کاری آموزش دید. کمی بعد از بازگشت به آفریقای جنوبی دستگیر شد و، به اتهام فتنه‌انگیزی و ترک کردن کشور بدون گذرنامه، حکم حبس پنج ساله دریافت کرد. سال بعد، محاکمه‌ی مجدد شد و، این بار به اتهام خراب‌کاری، در سال 1964 و در چهل و پنج سالگی، به حبس ابد محکوم شد – با وجود سنگین بودن این حکم، بسیاری تصور می‌کردند که دادگاه برای او حکم مرگ صادر می‌کند.