ماجرای شهادت شهید مزاری، جعبه‌‌ی سیاه تاریخ معاصر هزاره

 
محمد حسین فیاض

هفته گذشته، آقای سعادت غزنوی، بحثی را مطرح کرد مبنی براین که شهید مزاری با مشورت و اصرار نمایندگی حزب وحدت در پیشاور حاضر به مذاکره باطالبان شد و سرانجام طالبان، استاد و همراهان شان را به شهادت رساندند. آقای سعادت خواهان پاسخ دهی جناب خلیلی و داکتر طالب در این قضیه شد و داکتر طالب در واکنش به سخن آقای سعادت، قضیه را انکار کرده و طرح این مسأله در فضای مجازی را به صلاح ندانسته بود و اظهار داشته بود حاضر است در جلسۀ خصوصی توضیح دهد.

 

این جانب به طرح موضوع و استفاده سیاسی قضیه کار ندارم. اما به عنوان یک نویسنده و دانشجوی تاریخ، سخت مشتاقم جعبه سیاه تاریخ هزاره گشوده شده و حقیقت روشن شود. زیرا در مورد رفتن شهید مزاری به چهارآسیاب، پخش عکس اسارت او در رسانه‌ها، شهادت و تحویل اجساد شهدا در غزنی، چندین گزارش وجود دارد.

ما همین قدر می‌دانیم در آن روزگار غربت، تعداد بسیار کمی از اعضای شورای مرکزی در کابل بودند. اشخاص رِند و زرنگ همه در خارج به سر می‌بردند. غرب کابل به صحرای قیامت تبدیل شده و مردم ما گروه گروه با پای پیاده و با موتر طرف چهار آسیاب راه افتاده بودند تا جان شان را نجات دهند. دو روز بعد از رسانه‌ها شنیدیم استاد مزاری با یاران خود شهید شده و دو گزارش از قضیه منتشر شد:

1. گزارش جناب آقای خلیلی در مصاحبه با رسانه‌ها، مبنی بر این که استاد مزاری به منظور مذاکره با طالبان به چهار آسیاب رفته بود. اما طالبان وی و همراههانش را به اسارت گرفته و به شهادت می‌رسانند. بعد طی یک صحنه‌سازی اجساد را با طیاره هلی‌کوپتر در غزنی انداخته و تحویل مقامات مردم هزاره در غزنی می‌دهند.

2. طالبان مدعی شدند استاد مزاری با همراهان، با دیگر مردم، قصد خروج از کابل را داشتند و توسط طالبان شناسایی شده و طالبان می‌خواستند محترمانه او و همراهانش را به قندهار منتقل کنند. از آن جا که دست استاد مزاری باز بود، وی طرف یک طالب مسلح حمله کرده و تفنگ‌اش را می‌گیرد. او می‌خواسته طیاره را به طرف جاغوری ببرد. بعد در داخل طیاره درگیری و پیلوت زخمی شده و طیاره سقوط می‌کند. بعد موتر گشت طالبان که متوجه قضیه می‌شود، به طیاره نزدیک شده و طالبان تیراندازی می‌کنند. مزاری و ابوذر در این تیر اندازی کشته می‌شوند.

3. برخی از نزدیکان و قوماندان حزب وحدت در گفت‌وگو با این‌جانب اظهار داشتند که استاد مزاری و سید علوی همراه با یک خانواده و به صورت ناشناس طرف چهارآسیاب رفتند و در زنجیر طالبان شناسایی شدند. دیگر همراهان شهید او مانند ابوذر، اخلاصی، قائمی و جان محمد ترکمنی به صورت جداگانه شناسایی و دستگیر شدند.

4. اخیراً سید رحمت‌الله مرتضوی در کتاب خاطرات خود، ادعا کرده استاد مزاری به منظور مذاکره طرف چهار‌آسیاسب رفته و اسم موتروان، رضا از پل‌سوخته بوده و او نیز ماجرا را از رضا پرسیده‌است. رضا گفته: من با خانواده‌ام طرف چهارآسیاب می‌رفتم. دیدم استاد مزاری و سیدعلوی پیدا شدند و گفتند ما را به چهارآسیاب ببر. ما برای مذاکره با ملابورجان می‌رویم اما موتر خود را برده نمی‌توانیم. من، استاد مزاری و سید علوی را به چهارآسیاب بردم و طالبان استاد را به داخل یک قلعه راهنمایی کردند. شش ساعت منتظر ماندم خبری نشد و آخر برگشتم.

اما مرتضوی نکته عجیب دیگر را نوشته‌است و آن‌این که آقای خلیلی و نمایندگی حزب در پیشاور به شدت از طالبان انتقاد می‌کنند که چرا جسد شهید مزاری و اجساد همراهان شان را به غزنی برده و تحویل هزاره‌ها داده‌اند! آنان باید قضیه را بی‌سروصدا در چهارآسیاب تمام می‌کردند. در این صورت ما ادعا می‌کردیم که استاد مزاری و همراهان او مفقود شده و مسئولیت آن متوجه دولت آقای ربانی است. با این کار، قوماندان حزب وحدت را احساساتی کرده و تجدید قوا می‌کردیم. در نتیجه با طالبان هماهنگ دولت آقای ربانی را ساقط می‌کردیم.

به هرحال، قدر متیقن این است که استاد مزاری و سیدعلی با یک موتر طرف چهارآسیاب رفته و استاد مزاری هم همان کلاهی در حال اسارت به سرش بوده. این که برای مذاکره رفته بوده یانه، مشخص نیست. بعد شهادت ایشان و همراهان واقعا در چهارآسیاب بوده یا داخل طیاره؟ مشخص نیست و ده‌ۀا پرسش دیگر.

فکر می‌کنم این جعبۀ سیاه را جناب آقای خلیلی و داکتر طالب می‌توانند بگشایند و تعلل بیش از این درست نیست. از افراد حاضر در غرب کابل و جنرالان حزب که در جریان قضیه بوده‌اند نیز خواهشمندم چشم‌دید خود را از آن روزها بیان کنند تا ما به صورت مستند، بتوانیم قضیه را آیندگان منتقل کنیم. آقای خلیلی، آقای محقق، داکتر طالب و دیگران اگر خاطرات را ننویسند و یا ضبط نکنند، تاریخ بر گزارش‌های دیگران استناد کرده و بی‌رحمانه قضاوت خواهد کرد.

نوت : آقای سعادت یکی از چهره‌های شاخص و برجسته‌ی سازمان نصر و مسؤول پایگاه سازمان نصر در جاغوری بود. ایشان در حزب وحدت  نیز از اعضای شورای مرکزی بوده، مدتی هم  به عنوان قاضی حزب وحدت در بامیان  کار می کرد. اکنون نیز یکی از مشاوران رسمی معاون دوم ریاست جمهوری افغانستان، آقای دانش، در امور مذهبی است. او در متن  حوادث و مقاومت غرب کابل بود و خود نیز رازهای نهفته  و ناگفته‌ی بسیار در رابطه با سقوط غرب کابل، دستگیری شهید مزاری بزرگ و این که چه کسانی به ایشان اطمینان داده بود تا با طالبان وارد مذاکره شود، دارد. مضاعف بر آن آقای سعادت خود نیز از جمله کسانی بود که همزمان با شهید مزاری و یاران اش دستگیر  و در چارآسیاب زندانی می‌شود. و بعد چگونه آزاد می‌شود باید از ایشان بیشتر بخوانیم. م.

متن نوشته آقای سعادت

 

6 حوت 1397بصره:

۲۴سال از واقعه شهادت استاد مزاری گذشت اما تا حال یک چیز مبهم وتا هنوزکسی بدان نپرداخته است.
فکر می‌کنم جای تردید نیست و همه می‌دانند، مبنی برآنکه استاد مزاری برحسب مشوره شورای نمایندگی حزب وحدت اسلامی درپاکستان با طالبان وارد مذاکره شد، هیأت مذاکره کننده [ی] حزب وحدت آقای شهید مقصودی و آقای نستوه بودند و این دو تن، نشست های مختلف با ملا ربانی معاون ملاعمر ودیگر مقامات طالبان، مثل ملا برجان وملاعبدالواحدبغرانی و...درچارآسیاب داشتند؛ اما آنکه نتیجه نداد بحث دیگر است.
سوال:
استاد مزاریبا آنکه با طالبان همراه با حکمت یار درولایت غزنی جنگیده بود و شکست خورده بود باز چطور روی مذاکره باطالبان مکث واعتماد کرد؟.
گفتن [گفته اند] ، استاد شهید با تماسی که با شورای نمایندگی حزب در پاکستان داشت و آنان با تماسهای که با مقامات پاکستان وطالبان دارند [داشتند]، اطمنان دادند که با مذاکره وتفاهم گپا حل می
شود وجای نگرانی نیست.

استاد مزاری با همین اطمنان و مشوره  رئیس و اعضای شورای نمایندگی، هیأت را توظیف کرد تا با ب گفتگو ومذاکره با طالبان را بگشایند و گرنه با جنگ قبلی دلیل بر تفاهم واعتماد روی طالبان وجود نداشت.
تا این جای کار مطلب واضح است؛ اما چیزی
که به نظرم مبهم است، چرا سناریوی پاکستانی‌ها و‌طالبان عوض شد؟‌ و چرا زیر قول واطمنان شان زدند؟وچرا به کمتر از مرگ بابه مزاری راضی نشدند؟

فکر می‌کنم راز این تغییر موضع طالبان و‌پاکستانی‌ها پیش ريیس شورا، معاون ونماینده حزب وحدت درخارج ازکشور روشن است؛ اما تاحال با گذشت ۲۴سال این سه بزرگوار لب به سخن نگشوده ا ند و هنوز که هنوز است درکدام رسانه و...چیزی از این راز با مردم شریک نساخته اند. امید وارم بزرکان سیاسی، بی پرده باشجاعت تام، تمام ماجرای این واقعه هوالناک را باز گو کنند تا این راز، پنهان ازنظر مردم واین نسل جدیدنماند.

برگرفته شده از صفحه آقای سعادت