جایگاهِ افغانستان در حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز کجاست؟ 

یعقوب یسنا

این یادداشت پرسشی از فرهنگیان، وزارت اطلاعات و فرهنگ، وزارت معارف، اکادمی علوم، مشاوران فرهنگی ریاست جمهوری و از ارگ درباره‌ی حایگاهِ افغانستان در حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز است. نخست درباره‌ی «چرایی» این پرسش می‌پرسیم؛ یعنی ضروت چیست‌که این پرسش مطرح شود. به نظر من جشن نوروز فقط یک رویداد تقویمی نیست، بلکه اعتبار و هویت فرهنگی‌ای است‌که کشورهای منطقه با استفاده از هویت و اعتبار جشن نوروز در حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز می‌خواهند به پیشینه‌ی تثبیت هویت فرهنگی و تاریخی خویش در منطقه (حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز) بپردازند و به جهان نشان بدهند که ما نیز در این جشن سهم داریم یا این‌که بیشترین سهم را ما داریم. 

ادامه مطلب: جایگاهِ افغانستان در حوزه‌ی فرهنگی جشن نوروز کجاست؟ 

نوروز جشن زندگی و عید خلقت الهی

 

فاضل کیانی


نوروز خردمندانه ترین جشن زندگی و عینی ترین عید خلقت الهی است. نوروز به معنای آفرینش نو، طبیعت نو، زایش و رویش نو، بهار نو، سال نو، فکر نو، دید نو، دنیای نو، کالای نو، سنت نو، اخلاق نو، خانه نو، شکر گزاری نو، زندگی و سرنوشت نو است. کسانی که از نوروز شناختی ندارند، در واقع از درک زندگی و از فهم خلقت های نو خداوندی بی بهره اند.
در جشن نوروز زندگی و بندگی هردو مورد نظر است. نوروز ریشه در آیین کهن مِهری و پارسی دارد. مِهریان و پارسیان که بزرگترین خداپرستان تاریخ بودند، در بهار هر سال برای سپاس از خدا و مواهب نوین الهی جشن گرفته و شکرگزاری می‏کردند.

ادامه مطلب: نوروز جشن زندگی و عید خلقت الهی

سال نو آموزشی، درس تاریخ، آریانا، آریا، خراسان و هخامنش

دکتر حفیظ شریعتی 

آریانا
آریانا، واژۀ نوساز و جعلی است. این واژه در هیچ متون کهن زبان¬ فارسی و متن¬های مرتبط دیده نشده است. به طورنمونه در شاهنامه که مهم¬ترین متن قومی ایران باستان و فرهنگی است، نه از آریانا و نه از آریا خبر است. اگر آریانا و آریا درست می¬بودند، باید در شاهنامه می¬آمدند. تنها متنی که گفته می¬شود و من متن اصلی را دیده¬ام و پیدا نکرده¬ام، سفرنامۀ مرتبط به اسکندر است که گویا آنان ایران را آریانا تلفظ می¬کرده¬اند. اگر این آمده باشد که من ندیدم، باز هم درست نیست؛ زیرا مردم ما در گذشته این دیار را ایران می¬خواندند و خارجیان توان تلفظ درست ایران را نداشتند، آریانا تلفظ می¬کردند، چرا ما چنین کنیم. برای ما همان درست است که پدران و نیاکان مان تلفظ می¬کردند. آنان این دیار را ایران می¬خواندند. همین کافی است. لزوم ندارد که یونانیان اگر توان تلفظ واژۀ ایران را نداشتند و در سیاق زبان¬شان آریانا می¬خواندند، ما هم همان کنیم. بنابراین، نام کشور مان هیچ¬گاهی آریانا نبوده است. آریانا، نوساز و جعلی است و بر ضد واژۀ ایران و ایران¬ستیزی (ایران باستان و فرهنگی) توسط فاشیستان افغانی به کمک خاورشناسان غربی جعل و بر سر زبان¬ها انداخته شده است. با تأسف به خاطر نبود دانش نقد تاریخی و تاریخ¬سازی جعلی، این واژه جا افتاده است و در کتاب¬های درسی نیز راه یافته است.
ادامه مطلب: سال نو آموزشی، درس تاریخ، آریانا، آریا، خراسان و هخامنش

جغرافیای انسانی هزاره‌های اهل‌سنت

دکتر حفیظ شریعتی

هزاره‌های کابل

در کابل هزاره‌ها از گذشته‌های دور در مناطق چهاردهی، قلعۀ فتح‌الله، ده‌مراد خان، علاوالدین، قرغه، قلعۀ‌قاضی، چهل‌تن، قلعۀ فتوح، تنگی‌للندر، قریه‌های پغمان و... زندگی می‌کردند که اکنون نیز ساکنند.

کابل محل زندگی هزاره‌هایی بوده است که با هزاره‌های شمالی، میدان‌وردک، بهسود مشرقی، هزاره‌های لوگر مانند خوشی و السوالی ازره از یک پای طایفه‌ای بوده‌اند. نشانه‌هایی زیاد بازمانده از آنان این واقعیت را نشان می‌دهند. چنان‌چه «...جوی بهسود در دامنه کوۀ قرق (قوریغ) یادگار این جابه‌جایی‌ها است. قبر بابه‌بهسود در نقطه‌ای در قلۀ این کوه قرار دارد. خوانین و مردم بهسود تا قبل از فتنهِ عبدالرحمان به زیارت مزار بابه‌بهسود می‌رفتند. یکی دیگری از این نشانه‌ها واژۀ قرغه است. طایفۀ قرغه که همان کرغه یا کورگه است از گذشته‌های دور در این منطقه زندگی می‌کردند. ردپای طایفۀ قرغه را می‌توان در ولایت لغمان، ناور غزنی و کورگۀ السوالی خدیر در دای‌کندی یافت. این طایفه که در اثر جابه‌جایی اقوام در افغانستان که بیش‌تر خشین و با قتل‌عام همراه بوده است، این منطقه را ترک کرده‌اند. ممکن است بخشی از طایفۀ قتندر که در مرکز و حوالی پغمان زندگی می‌کردند، بازماندگان طایفۀ قرغه باشند. طایفۀ قتندر در روستاهای زیر در پغمان زندگی می‌کردند، که اکنون در پغمان و کابل با اقوام دیگر یکی شده‌اند: چشمه یخک، درۀ زرگر، قتندره، تمبنه، چپ دره، مرغان، شادیان، درۀ سرخ، هزارۀ بغلی، دوره، چمتله، خواجه‌مسافر، کوته‌ستاره، کاریزک، درخت لکی، بهارک، پشی، قلای‌بلنه، و... اکنون بخشی از طایفۀ قتندر در سرخ‌وپارسا ولایت پروان در درۀ قتندر زندگی می‌کنند.

ادامه مطلب: جغرافیای انسانی هزاره‌های اهل‌سنت

ترکیب‌جمعیتی هزاره‌های اهل‌سنت (۴)

دکتر حفیظ شریعتی

بیدالله رامین، مولوی دوست‌محمد، فهیم هاشمی، انجنیر محمد عاصم از بغلان در منصب ولایت پروان و ژنرال قدم‌شاه شهیم در مقام لوی درستیز، عبدالرحمان‌رحمانی خلبان و هواباز کشوری، سمیع دره‌ای، محب بارش، شاعر و نویسنده، بدروز، حفیظ آهنگرپور از درۀ پنجشیر، محراب‌الدین شیرزاد، عتیق‌الله قادری، الحاج غلام سخی پارسایی رئیس عمومی شورای هزاره‌های اهل‌سنت، دکتر محمد یونس طغیان ساکایی مشاور ارشد شورا، دکتر محمد مسکین کاوی، سمیع رحمانی، شهید قوماندان داد‌خان (مخلص)، مولوی محمدالله، غلام حیدر آلپتگین، جک تورن عبدالحنان نوری، مولوی صاحب نورالله، مرحوم مولوی شاه‌سعید، صبرالله یعقوبی، عبدالخبیر جرئت، وکیل عبدالغفار، استاد سعید، دگروال بارز، شاه‌ولی شاهد معاون والی پروان، میرزا محمد یارمند معین سابق وزیر، میر رحمان رحمانی وکیل و تاجر، ژنرال رجب، رئیس سالنگ‌ها، بازمحمد خان قهرمان و... از بزرگان هزاره‌های اهل‌سنت‌اند که در ولایت‌های گوناگون افغانستان به نام هزاره زندگی می‌کنند و شناخته می‌شوند.

ادامه مطلب: ترکیب‌جمعیتی هزاره‌های اهل‌سنت (۴)

پربیننده ترین نوشته ها