زندگینامه الحاج مرحوم عبدالقادر سعادت غزنوی

 

محمد جواد برهانی

۱. استاد سعادت، در سال ۱۳۳۶ در قریه بوسعید منطقه محمد دوست از توابع ولسوالی جاغوری دیده به جهان گشود. سواد خواندن و نوشتن و دروس مقدمات را در زادگاه خود در مکتب خانه، فرا گرفت.
۲. در سال۱۳۵۸ افغانستان را به قصد ایران، برای ادامه تحصیل ترک کرد و پیاده به کویته پاکستان رفته از آنجا عازم ایران گردید.
۳. در سال۱۳۵۸ در قم مجدانه مشغول تحصیل شد، همزمان با جنگ ایران و عراق و تهاجم شوروی بر افغانستان، سعادت جوان، در دو جبهه تحصیل علم و کسب مهارت تبلیغ از یک سو و سیاست و ورود به حزب سازمان نصر از سوی دیگر لحظه ی آرام نداشت و شب و روز هم درس میخواند و هم کار سیاسی می کرد.


۴. در نیمه دوم دهه شصت مکرر به افغانستان رفت و آمد داشت و با سخنرانی های جذاب و دلنشین خود مردم را به جهاد و مبارزه علیه متجاوزان تشویق می کرد.
۵. استاد سعادت بیانش بسیار دلنشین و گیرا بود و در مدرسه شهید بلخی در نیمه دوم دهه شصت برای طلاب دینی فقه و اصول تدریس می کرد.
۶. همزمان با انحلال احزاب در سال ۱۳۶۸ و تشکیل حزب وحدت اسلامی، وی در کنار رهبر شهید و سایر همراهان از بنیانگذاران حزب وحدت، و عضو شورای مرکزی حزب بود. در همان زمان، استاد، در بامیان در مسند قضاوت نشسته، لقب قاضی را کمایی کرد.
۷. استاد سعادت خطیب چیره دست و زبردست بود، خطابه اش شور و هیجان داشت و میتوانست در میان مخاطبان موج ایجاد کند، به همین خاطر، وی به عنوان امام جمعه بامیان برگزیده شد و سالها مومنان با تمام وجود به خطابه های عالمانه اش که از نوع خطابه حماسی بود، بصورت حضوری و همچنین از طریق رادیو، گوش می دادند.
۸ . در سال ۱۳۷۱ بعد از سقوط دولت نجیب بدست مجاهدین، استاد سعادت همراه رهبر شهید در غرب کابل مستقر شد و جریان عدالت خواهی و مقاومت را همراه با دوستان شان در رکاب شهید مزاری ادامه داد.
۹. استاد غزنوی بارها تا نزدیک شهادت به پیش رفت و همزمان با تصرف کابل در سال ۱۳۷۵ توسط طالبان و اسارت شهید مزاری، وی نیز توسط طالبان اسیر شد، اما خوشبختانه نجات یافت.
۱۰. در دوران پساطالبان، استاد سعادت بازهم در پایتخت کنار همرزمان خود قرار گرفت، و از سوی رهبران حزب وحدت مورد بی مهری قرار گرفت که مدتی در مهمان خانه دو رهبر مطرح حزب وحدت سرگردان بود و بدترین دوران زندگی خود را سپری می کرد.
۱۱. در سال ۱۳۹۴ استاد سعادت خود را برای پارلمان کاندیدا کرد، اما بعد از بررسی همه جانبه و بدقولی و بی وفایی یاران دیروز و صحنه گردانان امروز، به نفع استاد فیاض کنار رفت.
۱۲. استاد سعادت، در یکی از خاطراتش برای نگارنده نقل کرد که برای استاد دانش خدمات زیادی انجام داده است و ایشان هم لطف کرده او را به عنوان مشاور دینی خود برگزیده است. استاد هم دلش برای کشور می سوخت و هم برای زادگاهش جاغوری.
۱۳. بهترین دوران زندگی استاد سعادت را همین دوران مشاور بودنش، تشکیل می داد، ک با عارضه قلبی و بیماری قند او همراه گشته بود و همین ایام خوش را هم از وی گرفته بود.
۱۴. در ملاقاتی که در برج دهم سال ۹۸ با ایشان در دفتر کارش داشتم، تقاضا کردم که خاطراتش را بنویسد، اما پاسخ ایشان دقیق یادم نیست به احتمال زیاد نوشته باشد.
۱۵. او در فیس بوک خود، مرتب مطلب مینوشت، بی پرده سخن میگفت و رفتار و گفتارش متواضعانه بود و در میان مشاوران استاد دانش یک وزنه بزرگ بود.
۱۶. سرانجام نزدیک نیمه شب ۲۹ جوزا سال ۱۳۹۹ به خاطر عارضه قلبی برای همیشه دیده از جهان فرو بست و جنازه اش توسط یک سراچه، مظلومانه به سمت زادگاهش انتقال یافت و در میان اندوه فراوان دوستان و وابستگان تشییع و در قبرستان آبائی در بوسعید به خاک سپرده شد. روحش شاد.

Resorce: Rasul Akram Association