کشتار وحشیانه تروریست ها در شفاخانه صدبستر جاده شهید مزاری در غرب کابل در واقع، مصداق بارز نسل کشی انسان هزاره بود.

۲۳ ثور ۱۳۹۹ 
 
 
حسن رضایی
به نام خداوند دادگر
 
«هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یافساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته است(قرآن کریم/ مائده/۳۲)
 
مثال وحشیان رفتار کردند
به روی قلب ما رگبار کردند
وکشتند این همه نوزاد مارا
به خون مادران افطار کردند
فاطمه مقدم
 
از آنجایی‌که فلسفهٔ ترور، و انتحار ، برای ایجاد رعب، و حشت اجتماعی، جلب افکار عمومی و رسیدن به خواست های سیاسی از راه خشونت است، تروریست‌ها در شرایطی از این روش استفاده می‌کنند، که جهان در کام هیولای ویروس کشنده کرونا، کووید ۱۹، فرورفته، آدمیان تا حال هزاران قربانی داده است. اما تروریست‌های بنیاد گرا، در ماه مبارک رمضان به نسل کشی هزاره‌ها در شفاخانه نسانی ولادی در کابل «اقدامی با هدف کشتن زنان باردارا»، دست یا زیدند. در این راستا فردریک بونو، هماهنگ کننده فعالیت های داکتران بدون مرز در افغانستان می گوید:«مهاجمان، هدفمند به چند اتاق حمله کرده و مادران را به ضرب گلوله از پا در آوردند». در این حمله وحشیانه ۲۳ ثور ۱۳۹۹، دست کم‌ ۲۴ نفر جان شان را از دست داه و ده ها زخمی برجای گذاشت و ده ها نوزاد بی مادر شدند. از این رو، می توان گفت تروریست‌ها در حقیقت، از گروه ناسیونالیست‌ها افراطی پشتون‌خواه اند، که گاهی زیر عنوان طالب و زمانی به عنوان داعش و راهزن برای نسل کشی انسان هزاره، در طول تاریخ از ۱۷۴۷ تا ۲۰۲۰، اقدام کرده اند و در این راستا تا اکنون از هیچ جنایت جنگی و کشتار دست‌جمعی و قتل عام دانشجویان، مسافران، کودکادن، زنان و حتی نوزادان در شفاخانه نسایی ولادی جاده شهید مزاری در غرب کابل، برای رسیدن به اهدافشان دریغ نکرده‌اند. از طرفی جای هیچ تردیدی نیست، که چهل سال جنگ یک هیولای وحشتناک بوده‌است، ولی همین هیولای دهشت انگیز، به قول همینگ وی: «از دور منظره رمانتیک داشته است، اما از نزدیک ا زشت و بی معنا بوده است». اما پیایند خشونت بار و فاجعه آمیز آن، ترویج فرهنگ خشونت و انسان کشی و ویرانگری نیز بوده است. بنابراین، مردم آفغانستان درکل و مردم هزاره به ویژه، در کام شعله های آتش جنگ، ترور و انتحار تا حال جزغاله شده اند. جنگی که اساس و بنیاد آن رویکرد افراطی ناسیونالیسم و هژمونیسم قومی پشتون‌ها بوده است.
 
اما گاهی آتش این جنگ دامن خود پشتون ها را نیز گرفته و سوزانده است. منتهی بیشتر جنبه اختلافات داخلی  و رقابت‌ برای کسب قدرت در درون قبیله بوده است، همانند کشتار مردم در مراسم تشیع جنازه در ولایت ننگرهار. تحلیل گران امور سیاسی و اجتماعی حمله انتحاری جلال‌آباد را در این راستا ارزیابی کرده و انگیز‌ه‌ آن را تنش و کشیدگی‌های داخلی پشتون‌ها دانسته اند. اما از نگاه انسانی نمی توان آن را جنایت جنگی و خشونت وحشیانه ندانست و محکوم نکرد. ولی آنچه در شفاخانه صدبستر جاده شهید مزاری در غرب کابل رخ داد، آشکارا مصداق یک نسل کشی هدفمندِ انسان هزاره بوده است. هزاره ها در طول تاریخ سیاسی افغانستان، نه تنها در گیرودارجنگ درون قبیله‌ای پشتون ها و به فتوای مفتیان بنیادگرا و مذهبی، حیثیت و کرامت انسانی شان لگد مال شده است، بلکه در تمام نظام های سیاسی حاکم بر کشور، به مثابه شهروندان صوری به شمار می آمده و به طور سیستماتیک سرکوب و نسل زدایی شده اند. اما چرا هزاره ها بیشتر از دیگر ملیت های تحت ستم، رنج کشیده اند، واقعیت آن است که در جغرافیای به نام افغانستان از گذشته تا هنوز ارادهٔ تاریخی و سیاسی برای حذف هزاره‌ها از قدرت سیاسی، امور اجرایی و نهاد قضایی و حتا تحصیل علم و دانش بوده و حتی دشمنی با انسان هزاره به عنوان یک فرهنگ منحط اجتماعی، در میان زمامداران ستمگر و قبایل پشتون نهادینه شده است. اگر این فرایند از دیدگاه حقوق بشری و انسانی مورد ارزیابی قرارگیرد، روشن خواهدشد که تمام فاکتورها و عناصری که در تعریف جنوسایت و نسل کشی کاربرد داشته، نسبت به کشتارها و ستم‌هایی که در حق انسان هزاره روا داشته شده است، نیز مصداق می‌یابد. نسل کش هزاره ها در واقع، مبتنی بر دید تتبعیض آمیز نژادی و مذهبی‌ای زمامداران سیاسی افغان به طور سیستماتیک اعمال شده است. در این دو فاکتور تبعیض مذهبی و نژادی، مذهب ابزار تفسیر و توجیه شرعی کشتار هزاره‌ها بوده و ناسیونالیسم پشتون انگیزه برای بسیج نیروهای نظامی و تروریستی بوده است. زیرا زمامداران پشتونیست، هزاره ها را مدام مانعِ بزرگ فرا راه نظام فاشیستی و تک قومی خود می دانسته و از آنان هراس داشته اند. هراس از دست دادن قدرت و اقتدار سیاسی و توازن اجتماعی و اقتصای و فزهنگی.
 
تعریف جنوساید
 
جنوساید و یا نسل کشی هدفمند چیست؟ دو دیگر، آیا کشتارها زنجیره ای و متوالی هزاره ها را می توان جنوسایت و نسل کشی تعریف کرد یا نه ؟ پاسخ به این پرسش ها وقتی روشن می شود که جنوساید را بر مبنا و داده های حقوقی و کنوانسیون جنوساید تعریف کنیم. در این زمینه بسنده آن است که تحقیقات اکادمیک حقوقی و ارزیابی تاریخی ژرف و گسترده، انجام شود که کاری است بزرگ و تخصصی و در این نبشته کوتاه نگنجد. اما نگارنده ناگزیر است که به طور بسیار فشرده، تعریفی جنوساید را ارایه کنم، تا انگیزه ای باشد برای دیگر بزرگان اهل تحقیق و تفحص در این زمینه.
نخست باید  از لحاظ حقوق بین المللی تعریف جنوساید را فهم کرد بنا براین، براساس ماده ۲ بیانیه کنوانسیون جنوساید(۱۹۴۸)، جنوساید به این مضمون تعریف شده است : گروه خاصی که به طور کامل و یا جرئی، از لحاظ جسمی و روانی، به طور عمد در معرض نابودی قرار گیرد، جنوسایت گفته می شود، اما مؤلفه های که در تعریف جنوسایت آمده، عبارتنداز :
 
(الف). کشتار دستجمعی اعضای یک گروه انسانی؛
(ب). آسیب رسیدن جدی جسمی و روانی به اعضای یک گروه خاص انسانی و نژادی؛
(ج) به طور سازمان یافته و عمدی شرایط و وضعیتی را بر تمام اعضای یک گروه خاص از جامعه‌ تحمیل شود که آن شرایط و ضعیت سبب آسیب رسیدن کامل و یا جزئی به آن گروه انسانی شود؛
(د). اقدامات لازمی را برای جلوگیری از زاد ولد در داخل آن گروه اجتماعی؛
(ه). به طور اجباری انتقال دادن فرزندان یک گروه خاص را به گروه دیگر.
 
بنابرآنچه ذکر شد. می توان گفت نسل کشی هزاره ها بر بنیاد تبعیض سیستماتیک بوده و بر اساس تعریف فوق تمام عناصر و مؤلفه هایی که در تعریف جنوساید وجود دارد، در کشتارهای زنجیره ای هدهمند انسان هزاره نیز دیده می‌شود. بنابراین، قتل هزارها مصداق بارز یک نسل کشی عمدی باید محسوب شود . هزارها بیش از ۶۲٪ برمبنای داده‌‌های تحقیقات تاریخی قتل عام را در بین سالهای ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳، در زمان حکومت استبدادی عبدالرحمن تجربه کرده اند و در همین زمان سرزمین شان نیز غصب شد و زنان و کودکان شان به طور عمد به کنیزی و غلامی رفتند.  زجرمندانه انسان هزاره تا حال به سرنوشت غم انگیز مواجه بوده، کامش از زهر نسل کشی تلخ بوده است. حتا در دوران امارت به اصطلاح اسلامی طالبان کشتار‌های هدفمند تشدید نیز شده بود. ملانیازی خطاب به هزاره‌ها در مزارشریف می گفت: «هزاره ها مسلمان نیستند و ما باید آنان را بکشیم. [شما هزاره ها] یا باید مسلمان شوید و یا افغانستان را ترک کنید. هرجا بروید شما را به چنگ می آوریم. اگر بالا بروید از پای تان پایین خواهیم آورد و اگر پایین بروید از موی تان گرفته و بالا خواهیم کشید». به روایت احمد رشید خبرنگار پاکستان در کتابش، طالبان در مزار شریف وقتی که هر یکی از هزاره ها را  می‌کشتند، یک مرمی، به سرش، مرمی دیگری را به قلبش و گلوله سومی را به آلت تناسلی اش فیرب می کردند. این نوع از کشتن، معنای نمادین داشت. یعنی اعلام می‌کردند که فکر انسان هزاره را از بین می بریم، تپش قلبش را از کار انداخته  و حیات را از آنان دریغ می کنیم و سوم نسل انسان هزاره را قطع می نماییم. و در همین جنگ بود که طالبان ۴۰۰ زن و دختر هزاره را هم به اسیری و کنیزی بردند. آری هزاره ها در این سرزمین نکبت زده، به طور بسیار مروموزی از زاد ولد نیز‌ باز داشته می شده اند. و از لحاظ روانی و جسمی تا حال به طوری جدی آسیب دیده اند. هم اکنون که طالبان با ایالات متحده امریکا به میز مذاکره و به اصطلاح صلح نشسته اند، ولی ادبیات سیاسی شان نسبت به هزاره ها تغییر نکرده است. چندی پیش «مولوی فاضل عضو تیم مذاکره کننده طالبان، در مقام گلایه از همکاران سابق خود گروه القاعده گفت: که آنها از کشته شدن هزاره، شیعه رافضی خوشحال نمی شوند، ولی از کشته شدن ما خوشحال می شوند». بنابراین، جای شگفت است که سازمان ناتو از قاتلان مردم بی دفاع و صلح دوست هزاره، یعنی از طالبان و حکومت که برخی اعضای بلند پایه آن خود پنهانی دست در آتش جنایت های جنگی علیه هزاره ها دارند می خواهد که عاملان ترور شفاخانه جاده شهید مزاری در غرب کابل و ننگرهار را آنها پی گیری کنند و عاملان آن را به پنجه قانون بسپارند، در حالی که عادلانه این است،  که خود فرماندهان و رهبران طالبان باید جنایت کاران جنگی شناخته شده، در دادگاه جنایی بین المللی محاکمه شوند.
از آنجایی که نگارنده به عنوان یکی از اعضای جامعه هزاره، در قبال مردم خود احساس مسئولیت می نمایم تا صدای مردم ستمدیده و‌ مظلوم خود را در سطح جهان بازتاب دهم. بنابراین، ضمن محکوم نمودن این رویداد فاجعه آمیز و عمل تروریستی و غیر انسانی، وظیفه انسانی خود می دانم که با خانواده شهدا و زخمی ها ابراز همدلی، همدردی و همیاری کنم. خود را در این غم بزرگ با خانواده شهدا و‌ مجروحان فاجعه ننگرهار و قتل عام شفاخانه صد بستر جادهٔ شهید مزاری شریک  بدانم و از این رو، از جامعه جهانی، نهاد های حقوق بشری و حکومت افغانستان می‌خواهم که ارزیابی، پیگیری تخصصی کنند و عوامل جنوسایت هزاره‌ها را شناسایی کرده، به پنجه قانون و عدالت بسپارند. دودیگر، جامعه هزاره را از عملیات تروریستی، بر مبنای کنوانسیون جنوسایت ۱۹۴۸ و قوانین بین المللی مصؤونیت شان را از جنایات جنگی و جنوساید تضمین کنند و کشتار خونین ۲۳ جولای ۲۰۱۶، مسجد باقرالعلو، مرکز فرهنگی دانایی، مرکز توانایی و به ویژه شفاخانه صد بستر جاده شهید مزاری را جنایت جنگی و جنوساید دانسته، در این زمینه تحقیق کنند و عاملان آن را به پنجه قانون و محاکمه داده گاه جنایی جهانی بسپارند. همچنان از تمامی نهادهای فرهنگی، حقوقی و سیاسی جامعه خود می خواهم که موارد ذیل را از جامعه جهانی  و نهاد‌های حقوق بشری و جهانی مطالبه کنند:
 
1. از جامعه جهانی، سازمان ملل و کنوانسیون جنوساید ۱۹۴۸ و دادگاه بین المللی لاهه و دیگر نهادهای حقوق بشری، جدا بخواهند که فاجعه تروریستی شفاخانه صد بستر جاده شهید مزاری و قتل های زنجیره ای مثل نسل کشی فرهنگی میدان روشنایی، توانایی و توانمندی را از جمله جنایات جنگی و جنوساید شناخته، عاملان و تروریستان را شناسایی و به پنجه عدالت بسپارند؛
2. از جامعه جهانی و سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر بخواهند که مردم صلح دوست هزاره مصؤونیت قانونی از لحاظ قانون بین المللی جنوساید داشته باشند تا حیات فیزیکی آنها در افغانستان بیمه گردد؛
3. همچنان از دولت و حکومت افغانستان بخواهند که به تبعیض سیستماتیک علیه هزاره ها پایان داده، هزاره ها را از نهادهای امنیتی، دفاعی، اداری و قضایی منفک نکند، و از نهادها حقوقی و‌جامعه جهانی بخواهندکه در این زمینه از حقوق انسانی و شهروندی هزاره ها دفاع کنند؛
4. و همچنان دولت و حکومت افغانستان را که نسبت به امنیت جانی و مالی آنان سهل انگاری و بی توجهی کرده است، نه تنها محکوم کنند، بلکه فشار وارد نمایند تا به مسئولیت خود عمل کند و به ویژه در رابطه با فاجعه شفاخانه صدبستر جاده شهیدمزاری و قتل عام زنان و نوزادان مردم، حکومت و نهادهای امنیتی را مقصر دانسته، از دولت برای خانواده شهدا و مجروحین خواستار غرامت شوند.
 
در اخیر با اتحاف به روح شهدا و عرض تسلیت به خانواده شهدا از مردم شریف و صلح دوست جامعه خود می خواهم که همه ما باشکیبایی در قبال این فاجعه برخورد کنیم و از هرگونه رویکرد رادیکال اجتناب نماییم و اما از حقوق شهروندی و انسانی خود خردمندانه و عاقلانه دفاع کنیم و سکوت ننماییم.
 
 
روح‌ شهدا شاد و یادشان گرامی!
 
عکس از گزارش داکتران بدون مرز