گزارش مختصر از نشست هم اندیشی یاران روشنائی در شهر قم، همزمان با گردهمایی سالیاد بابه در کابل

 

نگارش از: خلیل الله طاهریKhalil Tahiriعضو ستاد جنبش روشنایی در شهر قم

هم زمان با اقصی نقاط جهان، یاران روشنائی ساکن قم و ادامه دهنده گان راه پر رهروِ شهید مزاری، طی نشستِ هم اندیشی، یاد و خاطره آن شهید سعید را گرامی داشتند. محفل پربار امروز، متشکل از عده ای فرهیختگان، اندیشمندان و صاحب نظرانِ متعلق به مردم ما بود که الحمدلله هر کدام شان در حیطه یِ تخصص خویش، حرفی برای گفتن دارند.


گفتمان امروز نخست با نام و یاد خدا و پاسداشت از رشادت های استاد«شهید مزاری» آغاز و با صحبت های اندیشمند پرتوان جناب محسن سعیدی ادامه یافت. ایشان ضمن صحبت پیرامون قدرشناسی استعدادهای های موجود در میان فرهیختگان معاصر، و استفاده یِ بهینه از آن، به نکته یِ ظریفی تحت‌عنوان «شهادت دوباره یِ شهید مزاری در ارگ» اشاره کرده و عنوان نمودند که ما با پذیرفتن عنوان درباری«شهید وحدت ملی» برای شهید مزاری، در واقع، شعاع وجودی آن مرد بزرگ را محدود به ملی گرایی کاذب نمودیم. در حال که ندای عدالت خواهی آن بزرگ مرد، فرا قومی و فرا ملی بود. دقیقاً، مانند همان داستان که در مورد «سید جمال الدین افغانی» قبلاً اتفاق افتاده است. در مورد «سید جمال الدین افغانی» عده ای از نشنلست های افغانی با انتقال استخوان های آن بیدارگر اسلامی به کابل، افکار و اندیشه یِ بلند او را نیز محدود به جغرافیای خاص افغانی نمودند. بگونه ای که امروزه بسیاری از افراد امت اسلامی و جهانی، او را متعلق به قوم ستیزه جو و نژادِ جنگ طلب افغانی میدانند.
در مورد شهید راه عدالت، شهید استاد مزاری نیز، چنین بویی به مشام می رسد. شهید مزاری عدالت اجتماعی را فقط برای قوم خود نمی خواست. بلکه آن را به عنوان یک اصل اساسی و گفتمان عدالت خواهی مطرح کرده بود. عده ای کج اندیش، تندیس غیرت و عزت ما را با هویت جعلی به ارگ بردند، تا اشرف غنی، به قهرمان تاریخ‌ساز مردم محروم ما، لقب فریب‌کارانه‌ی ملی را تفویض نماید. آیا این تشنگان به قدرت، از خود پرسیده اند که اشرف‌غنی حتی اگر یک رئیس‌جمهور قانونی و دارای صلاحیت‌های حقیقی، شخصیتی و اخلاقی نیز باشد، در جایگاه «تفویض کردن لقب» به قهرمان عدالت‌خواهی نیست؟ آیا اینها می‌دانند که «تغییر گفتمان عدالت‌خواهی» به ملی‌ گرایی کاذب، چه فاجعه‌ ای در پی خواهد داشت؟
این نمایش مضحک، متأسفانه با زیرکی تمام اِعمال شد و هدف‌مندانه اجرا گردید و حالا نیز، در حال تکمیل شدن است.
منادیان دروغین هویت ملی، با این پروژه یِ شان از عنوان تفویضی عطا شده، چماقِ بزرگ برای سرکوب گفتمان عدالت‌خواهانه ساخته اند. آنها به دنبال این هستند که، با عنوان تفویضی عنوان«شهیدوحدت‌ملی»به شهید مزاری، از قهرمان توده ای و مردمی مان، ضد قهرمان، که صفت ممیزه‌ یِ آن سرکوب مطالبه‌گری و دادخواهی است، بسازند.
آنها بازی را بگونه ای راه انداخته اند که زین پس، هر کس صدای عدالت خواهی بلند کرد، بگویند: هاااااااا این حرف را نگو که خلاف وحدت ملی است…
سپس شاعر توانا آقای صالحی(شاخص) در ادامه یِ صحبت ها گفتند: اینکه ارگ نشینان از شهید مزاری، شهید وحدت ملی ساخته اند، مخالفتی نیست. اما چطور و چرا به خواسته ها و مطالبات اساسی آن پاسخ مثبت ندارده و نمي دهند؟ مگر ما میتوانیم مزاری منهای عدالت و برادری را تصور کنیم؟
در پایان، فرهیخته ی گرامی، دکتر عبدالخالق قاسمی به ایراد سخن پرداخته و حاضران در مجلس را با گفتار عالمانه یِ خویش مستفیض ساختند: ایشان گفتند که دنیای کنونی و جهان امروزی یک سری نقاطِ بحران را چه از لحاظ نرم افزاری و چه از جهت سخت افزاری مورد شناسايي قرار داده است که قابل تأمل و درک می باشد. مثلاً در کشور های جهان سوم، مردم با بحران مشروعیت مواجه اند که علت عمده یِ آن نیز، عدم رعایت حقوق شهروندی است. به همین خاطر، در سطح جهان یک ادبیات جدید، بنام «ادبیات پایداری» تولید شده است. پیام اصلی عنوان ذکر شده، ما را مورد دخطاب قراره و از ما می پرسد که چکار کنیم که همه ی مشکلات و چالش ها را بصورت پایدار و اساسي حل نموده و برای همیشه و به صورب پایدار از شر آن خلاص شویم؟
ایشان گفتند: ادبیات پایدار، مبتنی بر اصول اساسی است که اگر آن اصول مورد اجرا و اعمال قرار گیرد، همه چیز بصورت اساسی و پایدار حل خواهد شد. حالا با توجه به ادبیات جهانی(ادبیات پایدار) و اصول که این ادبیات بر آن مترتِب است، شعار های ما باید هماهنگ با ادبیات جهانی باشد. ما در شرایط کنونی نمی‌توانیم چیزی جدا بافته و جدا تافته یِ از ادبیات مطرح شده در سطح جهان باشیم. بعبارتی: شعار های مان، باید بگونه سنجیده شده و مطابق با موازین بین المللی و عرف دنیا باشد. نه شعار که محدود و محصور به دنیای ذهنی بوده و عاری از مصداق خارجی باشد.
فصل الخطاب نشست امروز، توصیه های موخ چیره دست کشور، جناب حجةالاسلام فاضل کیان بود که با یاد آوری فراز های از تاریخ غمبار مردم ما و علل موفقیت های بدست آمده و شکست های گذشته، همگان را تحت تأثیر فرمایشات خویش قرارداد. ایشان با ذکر نمونه های از علل‌ انحطاط مردم ما، به حاضران در مجلس گوش زد نمودند که که همواره بصیرت سیاسی و اجتماعي خویش را حفظ نموده و در راستای خدمت به مردم نگون بخت خویش بکوشیم.
والسلام!