«قدردانی و نیکوداشت از خدمات اجتماعی ـ فرهنگی «آقای عبدالعظیم احمدی عضو شورای عالی مردمی جنبش روشنایی ـ در سیدنی»

 به نام خداوند دادگر

 «جناب آقای احمدی تک ستاره‌ای فداکار و دلسوز قوم است، که همیشه، گوشه گوشه‌های نمد از مشکلات قوم را برداشته‌است».

                                                   امین خادمی

 

پیش‌درآمد:

 

قدردانی و نیکوداشت، یک امری انتخابی، اخلاقی و پسندیده‌ی انسانی در جوامع مدرن است. جامعه‌ای که از شخصیت‌های علمی، فرهنگی و اقتصادی و یا کسانی که کارکرد‌های نیک و شایسته‌‌ای اجتماعی را در زمنیه‌ها‌ی  صحی، فرهنگی، علمی و هنری انجام می‌دهد، در واقع یک جامعه‌ی آگاه و مدرن است.

بنابراین، مردمی که از این خدمات، بهره‌مند می‌شوند، یا نهادهای فرهنگی و اجتماعیی که از شخصیت‌های جامعه‌ شان، تقدیر و سپاسگزاری می‌کنند. مردم سپاسگزار ند. به تعبیر دیگر، تقدیر کردن  و نیکوداشتن را نه تنها وظیفه‌ی‌ اخلاقی و انسانی خود می‌ دانند؛ بلکه با عملکرد خود، سطح و سقف رشد فکری، فرهنگی‌‌‌‌ واجتماعی خود را بازتاب می‌دهند. و جامعه‌ای است که احساس همدلی، همدردی و همبستگی، در آن پررنگ بوده و افراد آن حس تعلق قوی به همدیگر دارند. از طرفی، حس تعلق قوی به همدیگر، همبستگی و وحدت اجتماعی را استحکام بیشتر می‌بخشد و به جامعه نظم و انضباط را به ارمغان می‌آورد. در نتیجه، وحدت اجتماعی پی‌‌آیند خوب، در روابط اجتماعی ایجاد می‌کند. و روابط نیک و انسانی جامعه مدنی را رقم می‌زند.

 سپاسگزاری در واقع، یک ابزار امر مهم، برای بقای یک جامعه در مسیر پر فراز نشیب زندگی نیز است. از این رو، یک نیاز و ضرورت اجتماعی به شمار می‌رود و نتائج مفیدی را هم برای یک جامعه به سوغات می‌آورد. از جمله پی‌آیند‌های مفید این رویکرد را می‌توان گفت: سلامتی روان جمعی آدمیان، ترویج و نهادینه کردن فرهنگ شایسته‌سالاری و اخلاق انسانی در جامعه است. یعنی در واقع، روی  سلامت روان  کلی جامعه نیز تأثیر گذار می‌باشد. بنابراین، فرهیختگان و بزرگان جامعه‌ی ما در سیدنی، طی جلسه‌ای (۱۳ فبروری ۲۰۲۰) تصمیم گرفتند که در آینده، از شخصیت‌های برجسته‌ی علمی، فرهنگی، اقتصادی و هنری و همچنان از شخصیت‌ها خیر و خدمت گزار جامعه خود به خاطر کارهای شایسته‌‌ی شان تقدیر و مجالس نیکوداشت برگزار کنند و از تک تک آنان به طور شایسته و در خور شخصیت‌ آنان قدردانی نمایند و در این راستا، تصمیم اتخاذ شد که نخست از شخصیت خدمتگزار جامعه، آقای عبدالعظیم احمدی، در یک مراسمی با شکوه، سپاسگزاری کرده، لوح تقدیر به عنوان شخصیت سال به ایشان اهدا کنند. لذا بسنده است که مختصر از زندگی‌نامه و کارکردهای شایسته‌‌ی ایشان به تحریر در آورده شود:

 

فشرده‌‌ای از زندگی‌نامه و کارکردهای شایسته‌ی عبدالعظیم احمدی

 

تاریخ تولد، تحصیل و مهاجرت

 

آقای عبدالعظیم احمدی، فرزند علی محمد و نتیجه‌ی احمدعلی بابه است و در ۱۵ قوس سال ۱۳۴۸ ش، مطابق۱۹۶۹ م، در منطقه‌ بابه، السوالی جاغوری ـ ولایت غزی، در خانواده متوسط و متدین چشم به جهان گشود. وی دوران کودکی را در این منطقه کوهستانی سپری کرد. تحصیلات ابتدای را در مکتب متوسطه بابه آغاز نمود؛ اما نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد. زیرا که در ۷ ثور ۱۳۵۷، کودتا شد. سردار محمد داوود رییس جمهور وقت کشته شد. حزب خلق که وابسته به اتحاد جماهیر شوری سابق بود، به ریاست نور محمد ترکی، قدرت سیاسی را به دست گرفت. دیری نپایید که استبداد سیاسی بیداد نمود. ترکی فرمان پی فرمان صادر می‌کرد و رژیم وقت شخصیت‌های متنفذ اجتماعی، سیاسی و مذهبی‌ و کسانی که با تفکر خلق و پرچم مخالف بودند را به زندان می‌انداخت. و سرانجام مردم هزارستان، از دره صوف قیام کردند. قیام مردم هزاره، در بازه‌ی زمانی کوتاه گسترش یافت. و در جاغوری نیز  قیام علیه رژیم وقت کابل، توسط مردم بابه شروع شد و مکتب ها در جاغوری  تعطیل شدند. از این رو، آقای احمدی از تحصیل باز ‌ماند. منتهی سواد خواندن و نوشتن را  در مسجد از ملای ده فرا ‌گیرد. اما در اثر فقر اجتماعی و نبودن کار و در گیری های احزاب سیاسی در هزارستان، وی در سن ۱۵ سالگی (در سال ،۱۳۶۳) از جاغوری آواره‌ی دیار غربت و مهاجرت می‌شود و برای کسب و کار به پاکستان می‌رود. او در این مدت به کارهای سخت و شاقه می‌پردازد.

 

ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری 

آقای احمدی، از ویژگی‌های نیک رفتاری و اخلاقی برخوردار است. او در حالی‌که فروتن، متواضع، سخاوسمند و نوع دوست است، جدی، مقتصد با پشتکار و شجاع، با اراده‌ و خدمتگزار نیز است. در مصاحبه‌اش می‌گوید:«... در این راه [خدمات اجتماعی] قدم راسخ دارم و خداوند را شاکرم که این جرأت و شجاعت را به من داده است که به مردم خود خدمت کنم. آرمان‌های خیلی زیادی هم دارم که انجام بدهم، [منتهی] کار را از منطقه آغاز کردم. [زیرا مثل معروف است] «که هرکسی نخست «سنگ گندم خود را بچیند». من نیز از زادگاهم شروع کردم که لااقل زادگاهم را فراموشم نکنم. وقتی کار را شروع کردم که مردم هزارستان توسط طالبان تحریم اقتصادی شده بودند.»

 

کار دشوار و تجارت موفق

آقای احمدی، وقتی که به پاکستان می‌رود مدتی را در معدنِ ذغال سنگ، در پاکستان به زحمت کار می‌کند تا هزینه زندگی کردنِ خانواده‌اش را تأمین کند. بعد مبلغی را از همان کارهای طاقت فرسا ذخیره می‌کند و ریکشا می‌خرد و مسافر کشی می‌کند. در حدود چهار سال، در پاکستان کار می‌کند و مدام به تغییر شغل و کار بهتر می اندیشیده است و سر انجام به فکر تجارت می‌افتد تا بتواند کار پر در آمد تری داشته باشد و تا از درآمد خود بتواند به فقرا و مردم خود کمک کند. به حرفه‌ی صرافی اسعار خارجی روی می‌آورد. به قول معروف مشغول کار حواله می‌شود. آقای احمدی در مصاحبه‌اش می‌گوید:«بعد از هفت هشت سال شکست و پیروزی، تجربه پیدا کردم و به تجارت ادامه دادم».او مدام امیدوار بوده، در کارهای تجارتی هیچ‌گاه مأیوس نمی‌شود و با عزم راسخ و آرزوی بزرگ و خدمت به تنگدستان زادگاه و مردمش، به این کار ادامه می‌دهد. در نتیجه، در زمینه‌ی تجارت مواد خوارکه، در آسیای میانه، به موفقیت‌های چشمگیری نایل می‌شود.

 

ازدواج و تشکیل خانواده

آقای احمدی درسال ۱۹۹۸م،ازدواج می کند و فعلا چهار فرزند دارد، سه دختر و یک پسر؛ و با خانواده‌اش در آسترالیا زندگی می‌کند.

آقای احمدی، بعد از فراز و نشیب‌های زندگی و کار صرافی، در زمینه تجارت، تجارب زیادی کسب می‌کند، بدون آن که تحصیل و دانش آکادمیک در رابطه با‌ تجارت داشته باشد، اکنون یکی از چهره‌های شاخص، نمونه و موفق در تجارت است.

 

خدمات فرهنگی ـ اجتماعی

  • · کمک‌های نقدی و جنسی به فقرا، مهاجرین و اقارب، به خارج و اروپا؛
  • · اعمار و بازسازی مسجد، مکتب و مدرسه پسرانه زادگاهش، بابه؛
  • · احداث راه، میان بابه و تایلوم، از کوتل صعب العبور آتال، که قبلا توسط یکی دیگر از خدمتگزاران، در سال ۱۳۹۶‌ش، آغاز شده‌بود، اما نتوانسته بود تمام کند وی از آقای احمدی کمک می‌خواهد و ایشان تمام هزینه کارگر و سایل و موادی که در مدت دوسال مصرف شده‌است را پرداخت کند و در سال جاری کار  این راه به پایان می‌رسد؛
  • · خریدن زمین برای اعمار مکتب دخترانه در سال ۱۳۹۷، مطابق ۲۰۱۸‌م؛
  • · خرید زمین به مساحت ۵۵۰ متر مربع، به مبلغ ۱۱۰ هزار دالر آمریکایی در سال ۲۰۰۸ ، برای اعمار «مرکز فرهنگی‌ ـ خدماتی فانوس در کابل. و کار ساخت و ساز این مرکز در سال ۲۰۱۵‌م، آغاز شده، در سال ۲۰۱۸م، به هزینه‌ی مبلغ ۵۵۰ هزار دالر آمریکای تکمیل شده، مورد استفاده‌ی همه جانبه قرار می‌گیرد. این ساختمان، بااستندارد و نرم مدرن، از لحاظ امنیتی و استحکام بناشده، یکی از مرکزهای مفید و خوابگاه برای دانشجویانِ دختر و دانشجویان پسر، در کابل است که در شش طبقه با زیربنای ۲۳۰۰ متر مربع تهداب گذازی شده است. طبقه‌ی آخری آن دارای آشپزخانه، و دو  صالون جداگانه‌ی غذا خوری برای دانشجویان دختر و دانشجویان پسر است؛ دو طبقه دیگر آن  ویژه‌ی خوابگاه دانشجویان بوده است، که هریک با ظرفیت ۱۲۰ نفر دختر و ۱۲۰ نفر پسر است و باقی طبقه‌های آن برای سالن‌های درس، و تحقیقات علمی و تاریخی اختصاص داده شده اند. و هم اکنون، آقای برهانی و آقای داکتر ناصری داوودی مسئولیت این کار بزرگ  را به عهده دارند و قسمتی هم برای چاپ و ابزار آن است.
  • · پرداختِ هزینه، هشت عنوان کتاب و از جمله چاپ، ترجمه و ویرایش کتاب های «سخنان و کارکردهای شهید مزاری» و کتاب نوشته شهیدابوذر و ترجمه‌این کتابها به زبان‌ پشتو و انگلیسی. این کتاب‌ها توسط مؤسسه‌ی تاریخ شفاهی به مدیریت آقای اکبری ـ شهید زاده، ترتیب، جمع‌آوری، تصحیح و ویرایش می‌شوند.
  • · کمک و جا دادن برای کورس موعود به مدت یک سال و اندی ماه، با تأمین امنیت و امکانات و مواد لازم؛
  • · پرداخت هزینه‌ی ساختنِ فیلم کودتاهی که تراژدی و قتل عام کورس موعود را به تصویر می‌کشد و قرار امسال، در دهه عدالت، تجلیل سالگرد شهیدمزاری و یارانش به نمایش گذاشته شود.
  • · سهم فعال گرفتن در جمع آوری کمک‌ها برای زخمی‌های کورس موعود، دانایی و توانایی و همچنان فرستادن زخمی‌های کورس موعود برای تداوی به هندوستان؛·
  • · کمک به جنبش روشنایی، و سهم گیری فعال در سازمان دادن و  ترانسپورت تظاهرات ۱۷ اپریل سال ۲۰۱۸، جنبش روشنایی در کانبرا؛
  • · پرداخت هزینه رفت و آمد برخی از اعضای هیأت اعزامی هزاره‌های آسترالیا در تظاهرات جنبش روشنایی مونیخ در سال ۲۰۱۸؛
  • · کمک مالی برای دارو و مواد غذایی و رفتن در جاغوری به خاطر حمله طالبان و تراژدی خونینی که در جبه‌ی اوت قول رخداد؛

آقای احمدی در این راستا و انگیزه‌ی رفتنش را چنین بیان می‌دارد:«از سال ۲۰۱۵، که تحرکات داعش در منطقه‌ی به نام خاک اران، شروع شد و این منطقه لانه داعش به شمار می‌رفت. بارهای بار امنیت منطقه جاغوری را تهدید می‌کرد،آگاهی داشتم و از مردم منطقه در خارج از افغانستان در خواست کمک کردم و اما در سال گذشته [تراژدی خونینی‌‌ای که در  جبهه‌ی اوتقول به وقوع پیوست و گروه طالبان، به ویژه قطعه‌ی سرخ این گروه حمله کردند. بنابراین، احساس مسئولیت کردم که باید بروم و در زادگاه خود مطابق توان کاری انجام دهم. به خصوص روحیه مردم ضعیف شده بود و برای آنان شاید بتوانم تقویت روانی نمایم. در زاد‌گاهم در خط مقدم جنگ و مرز با خاک اران دارد، نخست  یک آشپز خانه درست کردم که غذای مدافعان منطقه را تأمین کند. به این‌باور بودم که اگر مردم دفاع از خود را درست مدیریت کنند، جنگجویان طالبان در منطقه دوام نمی آورند؛ زیرا که در بین مردم جای پا و محبوبیت ندارند.

 از طرفی، طالبان، مردم را تحریم اقتصادی کرده بودند، راه‌های مواصالتی را مسدود ساخته بودند. فکر می‌کردم. ممکن است در این شرایط حساس دفاعی، یک عده از وضعیت موجود سؤ استفاده کنند، مواد غذایی و به خصوص سوخت موتر و تیل را احتکار کنند و به قیمت گران بفروشند. در اولین جلسه‌ای که در غجور و سنگماشه با دکانداران داشتم، گفتم: اگر کسی احتکار کند، من تانکرهای تیل و موترهای مواد خوراکه وارد بازار می‌کنم و به قیمت ارزان توزیع می‌کنم تا استفاده جویان، از این وضعیت دشوار سؤ استفاد نتوانند.  با بازاریان نشستی‌های که داشتیم، موفقیت آمیز بود و آنان نیز احساس مسئولیت نموده، صادقانه همکاری کردند.

  • · سهم فعال در سازمان دهی و پرداخت هزینه نشست همدلی جنبش روشنایی در سمرقند در سال ۲۰۱۹؛
  • · پرداخت، به مبلغ سی‌هزار دالر آمریکایی برای راه اندازی تلویزیون روشنایی در کابل؛

آقای احمدی در رابطه با سهم گیری فعالش در  جنبش روشنایی و این که این جنبش بزرگ و کم نظیر چگونه شکل گرفت و برای مردم امید بخشید، می‌گوید: « جنبش از آنجا شکل گرفت که مردم ما بعد از آن همه جان فشانی‌ها در دوران جهاد و تحمل مشقات و این که بسیاری از ما آواره شدیم، اما بعد از خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان، به امید یک حکومتی بودیم که همه‌ی مردم در آن شریک باشند و احساس کنند که حکومت و دولت خودشان است؛ ولی، این امید در زمان حکومت مجاهدان بر آورده نشد. بنابراین، مردم ما روحیه اش شکست. اکنون چند نفر در رأس کار هستند که از آنها کاری چندان ساخته نیست. بعد از شهادت شهید مزاری، جامعه ما به کرختی رفته بود؛ اما «جنبش روشنایی» آحاد مردم را بیدار کرد. مردم و چند نفر صادق و سالم و با انگیزه سالم، این جنبش را سازماندهی و مدیریت می‌کردند. که متأسفانه، مسأله دوم اسد و قتل عام فرهنگی اتفاق افتاد. در این هنگام، ما احساس مسئولیت کردیم. فکر می کردیم که رهبران جوان سرکار می‌شوند و کار و امور مردم را بهتر از گذشته، به پیش می برند؛ لذا انگیزه‌ی کمک و اشتراک در تظاهرات کانبرا سهم گیری در پرداخت هزینه‌ ترانسپورت آن را همراه مردم آگاه سیدنی به عهده گرفتیم و در مونیخ نیز ما جمعی باهم رفتیم. تظاهرات مونیخ آبرومندانه بر گزارشد و همچنان سالگرد رهبر شهید مزاری را در همان سال داشتیم که آقای بهزاد را دعوت کردیم تا خون در رک جوانان در سراسر جهان دمیده شود. از طرفی من تلاش زیادی برای اتفاق اعضای شورای عالی جنبش روشنایی کردم، وقتی که آنان باهم اختلاف پیدا کردند. آقای احمدی می‌افزاید: برای من شعار جنبش روشنایی که مبارزه با بی‌عدالتی، مبارزه با از بین بردن تبعیض سیستماتیک که در حق زن و به خصوص در حق مردم ما سالهاست انجام داده‌اند و انکشاف متوازن مهم بوده است و اگر جنبش روشنایی سر کوب نمی‌شد و اگر همان جوش و خروش  که به وجود آمده‌بود، باقی می‌ماند و همین راه ادامه می‌‌یافت، احتمالا وضعیت طوری دیگری می‌بود. در واقع، این داعیه و اهداف انگیزه شدند تا در جلسه‌ی همدلی سمرقند اشتراک کنم و از  جنبش و تلویزیون روشنایی حمایت نمایم.

 

 سخن پایانی 

آقای احمدی، پیام برای همه‌ی پناهندگان و مهاجران مردم خود در کشورهای متمدن، در گفت‌وگویی که باهم داشتیم چنین ابراز داشت: «ما از  مردم با عزت خود در خارج یک خواش دارم، که برای دانشجویان، پیشرفت علم، دانش، دفاع از حیثیت، شرف و حیات مردم ما که در معرض تهدید تروریستان قرار دارند، باید در سال یک هفته و حد اقل دو و سه روز مزد کاری خود را اختصاص دهند. استعدادهای برتر و شکوفا را شناسایی کرده، حمایت کنند و گروه استعداد یاب داشته باشند. زیرا که وضعیت اقتصادی و کار مردم ما، در اینجا خوب است و باید مردم خود در افغاانستان را فراموش نکیم. بنابراین، ما باید دست مردم خود را در افغانستان، بگیریم، به خصوص، توجه ما را نسبت نسل جوان معطوف بداریم. نسل جوان ما باید تغییر و پیشرفت کند. علم، هنر، تکنیک و مهارت‌های حرفه‌ای مطابق زمان فرا گیرند. مردم باید به نیروهای که در شرایط دشوار از حیات سیاسی و فیزیکی ما دفاع می‌ کرده، و یا می‌کنند را نیز کمک و از آنان تقدیر کنیم. ما به مردم خود قول شرف می‌دهم، هر پروژه‌ مفیدی را در زمینه‌های ذکر شده، طرح و روی دست داشته، بخواهند انجام دهند با آنان همکاری ‌کنم و پروژ را مطابق استندارد، نقشه و طرح از هزینه خودم بعهده می‌گیرم تا این‌که  تکمیل شود، آنگاه هر مبلغی که مصرف شده باشد با فاکتور مصارف، از صندوق و یا از نزد افراد معتمدی که خود مردم انتخاب می‌کنند، پرداخت نمایند.

 

ومن الله التوفیق

 

 

نویسنده: حسن رضای ۳ مارچ ۲۰۲۰ ملبورن

 منبع: مصاحبه و گفت‌وگو با آقای احمدی

 

نوت: قرار بود مراسم نیکوداشت در مرکز ارشاد و به تاریخ ذکر شده برگزار شود اما قبل از آن در به تاریخ ۷ مارچ در مراسم سالیاد شهید مزاری در سیدنی برگزار شد.