طرح جنگ خاورمیانه درقرن 18

 

جمعه رضایی

مبحث زیربسیار مختصر به دیدگاه های پروفیسوردکتروالتر می پردازد. من دراین نوشته تاحدتوان کوشش کرده ام دیدگاه تحقیقی وعلمی این پروفسور را درمورد جنگ ها، انقلاب ها وعلل آن ساده وقابل فهم خلاصه نمایم. تحلیل زیرازاین رومهم است که حوادث جاری درخاورمیانه وخصوصا ازبحرانی که کشورما افغانستان دراین چند دهه ازآن رنج می برد را قابل فهم می کند. برای شناخت پروفیسوروالترلطفابه انترنت مراجعه نمایید.


پروفسوروالتر معتقد است که که درپس جنگ‌ها و انقلاب‌های بزرگ ، اندیشه هیگلیسم نهفته است. ازاین اندیشه اصولا جریان ماسیونرها که توسط شاخه‌ای بنام ایسویتی‌ها هدایت می شوند، کوشش می کنند به نفع خود سود ببرند. دکتر والتر ازلیست درازی ماسیونرها نام می برد که اکثرا رئیسان وسیاستمداران آمریکا، اروپا روسیه عضو آن است. هیگل، مارکس(مانیفیست کارل مارکس درحقیقت درهمین راستا نوشته شده)، گورباچوف، هیلموت کل رؤسای جمهوری آمریکا به شمول دونالدریگان، کلینتون، هیلاری کلینتون، کولن پاول، بوش ها، دونالدترامپ و...
والتر شواهدی را ارایه می‌کند که سه جنگ جهانی (جنگ اول، جنگ دوم جهانی و جنگ خاورمیانه) درقرن هیژده توسط ماسیونرهاطراحی وپیش‌بینی شده است. دراین سند این جنگ‌ها را به منظور ایجاد نظم واحد ویانظم نوین درجهان ترسیم می کند. درتاریخ 15 اگوست 1871 آلبرت پایک Albert Pike به شخصی به نام ماسینی Mazzini نامه ای می‌نویسد که این نامه درموزیم کتابخانه انگلیستان نگهداری می شود و کپی آن دردسترس منابع اطلاعاتی قرارگرفته است. پایک به منظورایجادنظم نوین جهانی سه جنگ جهانی را ناگزیر می بیند. این سه جنگ راپایک درنامه خود چنین یادآوری می کند:
جنگ اول جهانی: برای ازبین بردن عقایدارتودوکسی نیازاست که تزارروس ازبین برود وجای آن یک نظام مبتنی برآتیست وکمونیسم روی کارآید.
جنگ جهانی دوم: برای تأسیس یک کشور صهیونیستی دراسرایل لزوما  بایدبه تقویت نظام آتیست ـ کمونیست که در روسیه تأسیس شده است پرداخت. این نظام باید درمقابل مسحیت آلمانی و انگلیسی درتضاد باشد و با آن به مقابله برخیزد. ازبرخورد این دوقدرت و درنهایت ازمتلاشی شدن آنها نظم نوین پدید می‌آید. بنابراین، کمونیسم ـ آتیسیم به منظور «آنتی تیز» درتقابل آلمان نازی «تـــیــز» قرارمی گیرد و نتیجه‌ای که ازمتلاشی شدن شان باید به وجو‌د‌آید «ســینتیز» نظم نوین وظهور اروپای جدید و تأسیس کشوریهودی دراسرايیل است.
جنگ خاورمیانه جنگ جهانی سوم: این جنگ درحقیقت جنگ اسلام ویهود است که درهمه جهان فراگیرمی شود. پروفسوروالتر با اتکابه سند مذکور ظهورتروریسم، حادثه یازده سپتامیر و جنگ های جاری درخاورمیانه را شاهد می‌آورد و استدلال می کند که برای درک واقعی این حوادث کافی است که به منابع این جنگ ها ومنابع تمویل گروهای ترورریستی توجه داشت. پروفسور والترباز به اسنادی اشاره می کند که پشتوانه همه جنگ ها وانقلاب‌ها از قرن هیژده به بعد منابع مالی مسیونرها و تفکر آنها برمی گردد. بانک های مربوط ب مسیونرها هم زمان هم به روس ها و هم به هیتلر و آلمان نازی کمک می‌کردند تا آتش جنگ را شعله ور نگهدارند. ازانقلاب کبیرروسیه گرفته تاانقلاب فرانسه درپس همه این انقلاب‌ها رد پای میسیونرها وخط میشی شان قابل ردگیری است.


خلق بحران ومدیریت بحران Conflict creation and conflict management))


پروفسوروالتر، دربرسی خود به مباحث علمی اشاره می‌کند که دردانشگاه‌ها امروزه، درعلوم سیاسی به عنوان «بحران ومدیریت بحران» شناخته می شود. اصولا این شاخه علوم سیاسی زاییده افکارمیسیونرهاست که معتقدند تیز، آنتی تیز وسینتز به وجود نمی‌آید مگر این که بحرانی را به وجود آوریم وبعد آن را مدیریت کنیم. یعنی ایجاد جنگ، شورش وانقلاب لازمه این مفکوره است. ولی خلق بحران به تنهایی هدف نیست؛ بلکه مدیریت بحران که منجر به ســینتز می‌شود منظور و هدف می باشد. سینتز نیز درخود ممکن است آنتی تیز دیگری رابپروراند و این روند ادامه می یابد تا به فاشیــــا که مقصد اصلی میسیونرهاست منتج شود. این روند به Ordo Ab Chao نیزمصطلح است. (نظمی که ازاغتشاش وبی نظمی می توان به وجودآورد)
دموکراسی فریبی بیش نیست: پروفسور والتردر ادامه برسی های خود سیستم دموکراسی را درحقیقت یک نوع فریبی بیش نمی داند و با شواهدی استدلال می کند که درحقیقت قدرت مخفی که پشت تأسیس احزاب وانتخابات‌ها وجود دارد و آنها را هدایت می کند، اصولا مبتنی به سیاست هیگلیسم است. این سیاست نه راست ونه چپ، نه از آنتی تیز طرف داری می کند و نه ازتیز. بلکه آنچه به سینتیز ختم می شود مهم است. والتر، ازرییس جمهور Woodrow Wilson نقل می کند  که اودرجایی یاد آورمی‌شود، یک قدرت مخفی و آنچان منظم درکاپیتال‌ها و شرکت های تجاری حکم رانی می کند که به هیچ عنوان نمی شود از آن هانام برد و یا علیه منافع آن سخن گفت. پروفسور والتر به روشنی توضیح می‌دهد که احزاب و افراد، توسط این قدرت‌های تجاری که در رأس انها همان میسینورها هستند به وجود می آیند تا مردم را سرگرم نگه دارند و آن ها را به پای چیزی به نام انتخابات بکشانند. این طوری مردم احساس رضایت می کنند. وبگذار مردم دراین بازی سرگرم باشند. این آن چیزیست که هیگل خود نیز به آن اشاره کرده است. برای این که بفهمیم دموکراسی یا سیستم انتخابات درحقیقت یک بازی است باز باید به منابع تمویل آن نگاه کنیم.