هزاره‌گی از گویش تا زبان

دکتر حفیظ شریعتی

تفاوت زبان، گویش و لهجه
در زبان‌شناسی، به گونه‌ای از طرز تلفظ‌های ویژة یک گروه زبانی گویش می‌گویند. تقریباً در تمامی ‏زبان‌های جهان، گروه‌هایی با گویش‏ها‏ی گوناگون وجود دارند. مجموعه تلفظ‌های ویژة یک گروه به‏طورمعمول‏ قانون‌مند و مطابق ضوابط ثابتی صورت می‌گیرد. گویش‏ها‏ به‏طورمعمول‏ با مناطق جغرافیایی ویژه ارتباط دارند.

خیابان شمشیر

حسن رضایی

تنِ خسته‌اش را از خیابان شمشیر، به‌سوی کنار دریا می‌کشاند. با خود فکر می‌کرد. می‌خواست، چیزی بنویسد. نمی‌دانست خاطراتش‌را بنویسد و یا قصه‌ی زندگی‌ و سفرنامه اش را. رفت و رفت، کنار دریا بالای هره دیوارک چسپیده به خیابان نشست. نی‌نی‌چشم‌های‌آبی رنگش را به سطح نیلگون دریا، امواج خروشان و کف آلود آن بخیه‌زد. امواجی که خود را به ساحل می‌کوبید و بر می‌گشت. زباله‌هایی را که آدمیان به دریا انداخته‌بودند، پس می‌داد. بسان تفاله‌های هضم ناشده، زباله‌ها ‌را قی‌ می‌کرد.

معبد عشق و شهر غلغله

 

فاضل کیانی

گل‌چهره، از روزگار کودکی و خانه پدر تنها چیزی که یادش بود، آغوش گرم و پرمهر مادر بود، آغوش گرم و پرمهر مادر بود. او می‌گفت که چگونه مادر تا دل‌های شب بر بالین وی می‌نشست و آرام آرام چنین‌ زمزمه‌ می‌کرد:

شب هجران سحر موشه نموشه

مهرت از دل بدر موشه نموشه

از همان خنده‌های قندیت

لب من پر شکر موشه نموشه

گل‌چهره به یاد داشت که مادرش افسانه دو بُت بزرگ بامیان را برایش چنین نقل می‌کرد: نام آن‌ بت بزرگ «سلسال» و نام آن بت کوچک «شهمامه» بود. سلسال پسر جهان پهلوان بامیان بود و شهمامه دختر میر بند امیر. سلسال در نیرومندی و دلیری و آشنایی به آداب و فنون پهلوانی بی‌همتا بود، و شهمامه نیز در زیبایی و دلیری بر سر زبان‌ها.

سقـوط تراژیک شهـر غلـغــله

تدوین: همایون هوتک

شهر غلغله به ساحه‌ی بزرگ و وسیعی اطلاق می‌شود که به طرف جنوب تپه‌‌ای که مجسمه‌های بودای بامیان در آن قراردارد، واقع است. سلطان جلاالدین خوارزمشاه‌ مشهور ه «خدابنده» آخرین شاهی بود که در این شهر سلطنت نمود. ویرانی وسقوط کامل این شهر با شکوه در سال ۱۲۲۱ بعد از میلاد صورت گرفت. سالی که چنگیزخان فاتح بزرگ مغولی به سرداری قشون خونخوارش آخرین موانعی که او را ار هند جدا ساخته‌بود از بین بر می‌داشت.

به پایان آمد این دفتر

شریف سعیدی

قسمت آخر سفرنامه ملبورنی

5. تکیه بر جیب تاجران نکنید!
از تاجران و همه آنانی که برای کار فرهنگی از جیب شان مایه می گذارند باید تشکر کرد. آفرین شان باد. مردم و خورده تاجران استرالیا بیشترین همدلی را با هزاره‌های افغانستان داشته اند. بیشترین کمک‌های نقدی به جنبش روشنایی از این کشور رفته است. تعداد زیادی از مجروحین با پول این عزیزان درمان شده اند. همیشه در حوادث و اتفاقات غیر طبیعی و ظالمانه که از طرف دولت و طالبان بر مردم ما رفته است مردم و سرمایه داران هزاره از استرالیا پیش قدم شده اند. در مراسم سالگرد شهید مزاری و محرم و سفر و کربلا نیز این مردم سهم عمده داشته اند. احساساتی نشوید که از سفر حج و کربلا می نویسم. همه ما و شما مسافرت می کنیم. هر جا که دوست داریم مسافرت می‌ کنیم. بانکوک، دبی، شرق، غرب و... اجازه بدهید آن ها هم به سفرهای شان بروند. ما نمی توانیم مسله مذهب را یک شبه حل کنیم و این درخت کهن ریشه را ناگهان از بیخ و بن برکنیم. ما به مذهب مداراگر و اهل مروت نیازمندیم. ما باید تمرکز کنیم روی مبارزه با افراط گرایی دینی. فرق است بین آن که به سفر انتحاری می رود و بین آن که به زیارت خانه دوست!