خداحافظی با کابلیان عزیز

محمد جمعه رضایی
 

محبت دوستان قدیم، عکس های مملو ازخاک ، پوستر های شیک کاندیدا ها، یک دست قالین دستباف مزار شریف و چند جلد کتاب هدیه های است که چمدانم را پر کرده است. دیدار دوستان دبستان که حال همه اساتید وسرورند، آرزویی بود که برآورده شد. هرچند این سفر که حج اکبرمن بود، نیمه تمام ماند. جای بودا در این نوشته خالی، غزنی باستان ودوستان مقیم آن جا حسرت دیدارشان بردل هم چنان سنگین است.

بازیگر 'بودا از شرم فروریخت' در برزخ گذشته و آینده

هنوز تلویزیون ندیده بود چه برسد به سینما و فیلم سینمایی. کودک هفت‌ساله‌ای که الفبا نمی‌دانست، در نخستین روزهای ورودش به مکتب، برای بازیگری در نقش اول فیلمی برگزیده شد که بعدها چندین جایزۀ معتبر بین‌المللی را برد. نیکبخت فرهمند با بازی در فیلم "بودا از شرم فروریخت" ساختۀ حنا مخملباف، کارگردان شناخته‌شدۀ ایرانی به شهرت رسید.

چشم‌دیدهای من از چین

نویسنده: علی پیام


روز ششم

بخش نخست

جستار: شماری از دفتر معاون دوم رئیس جمهور افغانستان در سمیناری که از سوی یکی از نهادهای پژوهشی و آموزشی- فرهنگی چین از ششم سپتامبر 2018 تا بیست‌وشش سپتامبر 2018 در شهرهای بجینگ و ولایت سیچوان چانگ دئو برگزار می‌شود فراخوانده شده‌ایم، در بجینگ پایتخت چین آمده‌ایم، سمیناری که در آن چهارده کشور آسیایی، آفریقایی و امریکای جنوبی مانند اندونزیا، مالزیا، افغانستان، آلبانیا، بنگلادیش، کیوبا، اتیوپی، غنا، مالاویا، فلسطین، پاناما، پاپوا نیوگینه، آفریقای جنوبی و سودانی جنوبی در آن فراخوانده شده‌اند.

داستان «انتري كه لوطي اش مرده بود»

نويسنده:«صادق چوب»

راست است که می‌گویند خواب دم صبح چرسی سنگین است. مخصوصا خواب لوطی جهان که دم دمهای سحر با انترش مخمل از «پل آبگینه» راه افتاده بود و تمام روز «کتل دختر» راپیاده آمده بود و سرشب رسیده بود به «دشت برم» و تا آمده بو دود و دمی علم کند و تریاکی بکشد و چرسی برود و به انترش دود بدهد، شده بود نصف شب و خسته و مانده تو کنده کت و کلفت این بلوط خوابیده بود. اما هر چه خسته هم که باشد نباید تا این وقت روز از جایش جنب نخورد واز سرو صدای آن‌همه کامیون که از جاده می‌گذشت وآن‌همه داد و فریاد زغال کش هائی که افتاده بودند تودشت و پشت سرهم بلوطها را می‌سوزاندند و زغال می کردند بیدار نشود.

مرواریدی به نام ستایش

برگرفته شده از: آسو

مسعود بیست و هشت سال دارد. ده ماه پیش از هرات افغانستان به طور غیر قانونی به تهران آمده. با ده دوازده نفر از همشهری‌ها جای ارزانی را اجاره کرده‌اند. هر نفر صد هزار تومان ماهیانه.

به نسبت دیگر افغان‌ها خیلی دیر به ایران آمده، زمانی که خیلی از آنها در حال برگشتن‌اند.