هزاره‌های ملبورن شکوه کنونی و تهدیدهای آینده

 

شریف سعیدی


1.آشنایی و سپاسگزاری
در میدان هوایی ملبورن، جاوید لومان، خان هزاره و سرآمد به استقبال مان آمدند. از داخل میدان هوایی بیرون شدیم و عرض جاده را گذشتیم. هوا بهاری بود. خنکای دوست داشتنی ساعت چهار صبح! از پل هوایی به پارکینگ رسیدیم. ماشین شاسی بلند و شیکی شماره ثبت بخصوصی داشت «خان هزاره» داخل ماشین شدیم بوی ماشین نو میداد. خان هزاره جوان درشت هیکل با ریش و بروت و گردنبند و دستبند و مهربانی و صفایی که به نوربندی اش می افزاید. با خان و سردار و لومان از خوانین هزاره‌ها قصه کردم. واقعا خوشحال شدم که هزاره‌های استرالیا به جای غلام شاه و غلام عباس و کلبی حسین، خان هزاره و سردار و جاوید نام دارند. اعتماد به نفس، شیک پوشی و وضعیت اقتصادی خوب هزاره‌ها را از همان میدان هوایی درک کردم. با طلوع آفتاب به شهرک دندینونگ رسیدیم. نماد شهر مجسمه یی از خامک دوزی و طرح شرقی است که بر سر چهار راهی نصب شده است. افغانهای مقیم شهر پیش تر از حضور هزاره‌ها در و دیوار شهر را به تصویر شتر آراسته بوده اند اما چند تن از هزاره‌های شترستیز به دولت نامه می‌نویسند که ما با دیدن شتر حمله کوچی‌ها و دهشت یک قرن شتر دوانی و شتر چرانی را به یاد می‌آوریم. لطفا ما را از شر شتر رها کنید و به جای آن مجسمه بودا را نماد شهر بسازید. سر انجام مجسمه نمادین شهر همان می شود. ستونی آبی رنگی از طرح‌های خامک دوزی در هزارستان.

حسادت، رقابت، و خشونت

تاریخ انتشار: 
1397/11/11

رنه ژیرار:

برگردان: پیام یزدانجو

رابرت پوگ هریسون

فرگشت اشتیاق: زندگی رنه ژیرار، نوشته‌ی سینتیا ال. هِیون، انتشارات دانشگاه ایالتی میشیگان، 2018.

فرگشت و گفت‌وگو: مکالماتی در باب خاستگاه‌های فرهنگ، نوشته‌ی رنه ژیرار، با همکاری پیرپائولو آنتونلا و ژوائو سزار دی کاسترو روشا، انتشارات بلومزبری، 2008.

فریب، اشتیاق، و رمان: خود و دیگری در ساختار ادبی، نوشته‌ی رنه ژیرار، انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز، 1976.

خشونت و قداست، نوشته‌ی رنه ژیرار، انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز، 1979.   

چیزهای پنهان از آغاز جهان، نوشته‌ی رنه ژیرار، انتشارات دانشگاه استنفورد، 1987.

نمایش رشک: ویلیام شکسپیر، نوشته‌ی رنه ژیرار، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 1991.

جنگیدن تا آخر خط: گفت‌وگوهایی با بنوآ شانتر، نوشته‌ی رنه ژیرار، انتشارات دانشگاه ایالتی میشیگان، 2010.

رنه ژیرار (2015-1923) از آخرین بازماندگان نسل غول‌هایی بود که، با نظریه‌های کلان و ترکیبیِ خود در باب تاریخ، جامعه، روان‌شناسی، و زیبایی‌شناسی، در سده‌های نوزدهم و بیستم علوم انسانی را به سیطره‌ی خود در آوردند. از آن پس، این نسل جای خود را به گونه‌ی محتاط‌تری از «پژوهشگران» داده است که ترجیح می‌دهند نگاه دقیق‌تر و نزدیک‌تری به چیزها بیندازند، تا مؤلفه‌های کوچک‌تر و جزئی‌ترشان را ملاحظه کنند نه الگوهای کلی‌تر و وسیع‌تر آن‌ها را. با این حال، به نظر می‌رسد که زمانه قطعاً به مناسبت داشتن اندیشه‌های ژیرار با واقعیات اجتماعی و سیاسی امروز ما گواهی می‌دهد. نه فقط ایده‌های او درباره‌ی «اشتیاق محاکاتی» و «خشونت انسانی» به گستردگی و اثرگذاریِ نظریات مارکس درباره‌ی اقتصاد سیاسی یا دعویات فروید درباره‌ی عقده‌ی اودیپ‌اند، بلکه انفجار شبکه‌های اجتماعی، بازخیزش پوپولیسم، و رواج فزاینده‌ی خشونت‌های متقابل، همگی از آن حکایت دارند که دنیای معاصر ما هرچه بیشتر رفتاری آشکارا و مشخصاً «ژیراری» از خود نشان می‌دهد.

چرا دارای دیدگاه‌ی علمی نمی‌شویم؟

یعقوب یسنا

 
 
اگر بخواهیم وضعیت علم و دانش و نگاهی علمی در نهادهای گویا علمی (دانشگاه‌ها) بهتر شود؛ باید از اساس، نصاب را در وزارت معارف تغییر داد. شاید در جهان و منطقه، بدترین نصاب را داشته‌باشیم که جنبه‌ی آموزشی و کاربردی نداشته‌باشد. در نصاب، جنبه‌ی آموزشی و کاربردی اصالت دارد. تا در نصاب به آموزشی‌کردن و کاربردی‌کردن، اصالت داده نشود؛ با وارد کردن اطلاعات و معلومات، تحولی مثبت و تاثیرگذار در نصاب به وجود نمی‌آید.

یاد‌داشتی بر رمان گم‌نامی‌ نوشته‌ی محمدجان تقی بختیاری

به روایت: سحر مهریار

 

روزی با استاد علی امیری و عصمت الطاف از دانشگاه کابل سمت دانشگاه ابن‌سینا می‌آمدیم. استاد امیری در دانشگاه کابل به‌مناسبت چهارسالگی گروه کتاب‌خوانی «قاف-قصه»، در مورد ادبیاتِ واپسین سال‌های کشور سخنرانی داشت و من و الطاف و دیگر دوستان از مستمعین بودیم. (متن سخنرانی استاد امیری را ما در هفته‌نامه تحوّل منتشر کردیم. از مخاطبان هفته‌نامه، حضرت وهریز با دیدگاه امیری مخالفت ورزید و واکنش نشان داد و متن زیبایی را برای نشر فرستاد. دوباره استاد امیری جوابیه وهریز را در هفته‌نامه نشر کرد...).

شب چله (یلدا) نگرانی هستی‌شناسانه از مرگ خورشید و پایان جهان

یعقوب یسنا استاد ادبیات فارسی

 

جشن‌های باستانی و کهن از نظر روانکاوی یونگی به ناخودآگاه‌ی جمعی ماقبل تاریخی جامعه‌های بشری رجعت می‌کند. جشن شب یلدا* یا به تعبیر فارسی زبانان جشن شب چله نیز از جش‌های باستانی و ماقبل تاریخی است که بیانگر ناخودآگاه‌ی جمعی ما است. بصورت دقیق تاریخ پیدایش این جشن را نمی توانیم مشخص کنیم. اما دریافت باستان شناسی و اساطیری نشان می‌دهد که این جشن هشت هزار سال پیشینه دارد. در خاورمیانه، ایران، افغانستان، آسیای میانه و... برگزار می‌شده‌است.