ای. دیرک موزِز
برگردان: هامون نیشابوری
در سپتامبر ۱۹۴۵، یک ماه پس از آن که وزیران امور خارجهی شوروی، بریتانیا و ایالات متحده منشور نورنبرگ را صادر کردند، رابرت جکسون، دادستان ارشد ایالات متحده، در مقالهای در مجلهی نیویورک تایمز برای مردم آمریکا شرحی دربارهی اقدامات پیش رو ارائه کرد. او در «بدترین جنایت» توضیح داد که چرا جنگهای تجاوزکارانه در این منشور به عنوان بدترین جنایت در نظر گرفته شدهاند: زیرا سایر جنایتها ــ جنایت علیه بشریت و جنایتهای جنگی ــ نتیجهی تجاوز و تهاجم آلمان بود. جکسون در این مقاله که یک ماه پس از بمباران اتمی شهرهای ژاپن به دست آمریکا منتشر شده بود، نتیجهگیری وحشتناکی میکند: «اگر قرار باشد در آینده جنگهایی اتفاق بیفتد باید در آنها برنده شویم» به این طریق که «قاتلان بهتری باشیم، یعنی افراد بیشتری را و با سرعتی بیشتر از دشمنانمان بکشیم و به نحوی بکشیم که خطر کمتری متوجه خودمان شود.»
اشتباه استراتژیک خروج جو بایدن از أفغانستان امنیت آمریکا را به خطر انداخته است: طالبان و القاعده و داعش تفاوتی ندارند.
جان بولتون، مشاور امنیت ملی ترامپ
اکبرگنجی
واشنگتن پست
پس از سرنگونی دولت طالبان در افغانستان در سال ۲۰۰۱، نیروهای آمریکا و ناتو در این کشور ماندند تا از قدرت گرفتن مجدد طالبان جلوگیری کنند و نگذارند تا دوباره این کشور به پناهگاهی برای تروریستهایی تبدیل شود که تهدید به حملات جهانی میکنند. روسای جمهور آمریکا دلایل دیگری را برای ماندن بیان کردند که برخی از آنها مهم و برخی بیاهمیت تلقی میشد. در این میان، اشتباهاتی صورت گرفت و پول و ثروت قابل توجهی به هدر رفت. هزینه انسانی غیرقابل انکار این کار هم ناشی از وحشیگری مدام تروریستها بود.
جرِمی آدِلمن
سخت میتوان به یاد آورد که یک نسل قبل، صاحبنظران، بانکداران و پژوهشگران همصدا با هم ملیت را منقضی خواندند. جریان سرمایه، ایدهها و کالاها عصری جهانی را آغاز کرده بود که تمثیلهای نو و روایتی تازه دربارهی جهانیشدن و نقل و انتقال و گردش منابع را در بر داشت. اکنون وعدهی جهانیشدن و داستان مرتبط با آن نخنما به نظر میرسند. ملیت دوباره بازگشته است.
«پس از مدتی که مردم از شوک عجیب این اتفاق بر آمدند، تازه از همدیگر این سوال را میپرسیدند که چرا چنین شد؟ مگر ممکن است یک نظام تحت حمایت کامل مجامع جهانی، ناتو و آمریکا به این آسانی و برق آسا سقوط کند؟ حتی برای رهبران جوامع دیگر این سوال مهم شد که چطور ارتش 300 هزار نفری مجهز و تعلیم یافته با امکانات بینظیری که بسیاری از کشورهای منطقه، آرزوی داشتن آن را دارند، در چشم به هم زدنی به هوا رفت؟ آیا طالبان خیلی نیروی قوی بودند یا نه عواملی دیگری پشت معمای شکست وجود داشت؟»
مقایسه با تخلیهی سایگون نمیتواند سرعت و ابعاد سقوط افغانستان و ضربهای را که به مردم آمریکا وارد کرد توضیح دهد. با وجود این، تاریخِ پس از جنگ ویتنام میتواند نشان دهد که چگونه مسئلهی پناهجویان افغان فرصتی به ایالات متحده میدهد تا خود را از این مخصمه نجات دهد، و چگونه، بهرغم خصومتهای پایدار، روابط دیپلماتیک میتواند عادی شود.
رویکرد سختگیرانه و واقع بینانه با طالبان، تنها راه تبدیلِ اشتباهاتِ مرگبارِ ترامپ/بایدن در خروجِ از افغانستان، به یک تصمیم پسندیده و عدم تبدیل افغانستان به کانونِ تروریسم است.
لیزا کورتیس
اکبر گنجی
فارن افرز
واشنگتن باید از خطاهای دیپلماتیکی که عقبنشینی آمریکا را الزامی کرد، پرهیز کند. همچنین آمریکا در فرایند سنجش خطاهایش باید بهطور جدی اقدامات دیپلماتیکش- بهویژه گفتگوهای صلح با طالبان توسط زلمای خلیلزاد- را واکاوی کند.
کِوجن لیم
اکبر گنجی
فارن پالیسی
روزی که طالبان کابل را تصرف کردند، ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور جدید ایران، دربارهی شکست و عقب نشینی نظامی ایالات متحده صحبت کرد. اگرچه ممکن است ایران از خروج نیروهای آمریکایی از مرزهای شمال شرقی خود خوشحال باشد، اما امارت اسلامی بازسازی شده در افغانستان مجموعه دیگری از چالشها را ایجاد میکند که تصمیم گیرندگان تهران تمایلی به بحث علنی دربارهی آنها ندارند. اگرچه تهران در سالهای اخیر از طالبان حمایت کرده است، اما سناریوهای نگران کنندهای برای تهران وجود دارند که از آن جمله میتوان به اقدامات طالبان علیه ایران یا اقلیت شیعه افغانستان و همچنین برخی تحریک ها در ایران اشاره کرد.
مهدی خلجی
اینجا خاور میانه است
سرزمین صلحهای موقّت
بین جنگهای پیاپی
سرزمین خلیفهها، امپراتوران، شاهزادگان، حرمسراها
و مردمی که نمیدانند
برای اعدام یک دیکتاتور
باید بخندند یا گریه کنند.
حافظ موسوی
نویسندگان تفاسیر گوناگونی از معایب لیبرالیسم ارائه کردهاند؛ با وجود این، مسئلهی اصلی تغییر دادن لیبرالیسم است. خودانتقادی یکی از نقاط قوت لیبرالیسم است. همین واقعیت که کتابهای فراوانی دربارهی مرگ لیبرالیسم منتشر شده، گواه صدق آن است که لیبرالیسم هنوز زنده است. اما اکنون باید تجویز را جایگزین تحلیل کرد.
پاکستان، ایران، چین و هند شریکان بزرگ تجاری افغانستان ارزیابی گردیده اند. تا سال ۲۰۱۳م تراز تجارت دو جانبه میان افغانستان و پاکستان به بالای حدود ۲.۱ میلیارد دالر رسیده بود. اما پس از آن در سال های بعدی گراف سیر نزولی داشته است[ii] (البته یکی از دلایل مهم آن بازگشت بخش بزرگ سپاهیان خارجی از افغانستان است). هم اکنون پاکستان با ۳۷۹ میلیون دالر (۴۳٪) و هند با ۳۵۹ میلیون دالر (۴۱٪) در جایگاه های نخست و دوم شرکای صادراتی افغانستان به شمار می آیند. در مورد واردات ایران و چین با تفاوت های نه چندان چشمگیری از پاکستان پیشی گرفته اند که به ترتیب ۱.۲ میلیارد دالر و ۱.۱۷ میلیارد دالر بوده، واردات افغانستان از جمهوری هند ۳۵۹.۴۷ میلیون دالر تخمین زده بودند[iii]
ادامه مطلب: ابعاد سیاسی سازشنامه تجاری-ترانزیتی افغانستان و پاکستان









