جاناتان ولف

برگردان: افسانه دادگر

عصر ما عصر فرمان‌روایی «انسان‌های قدرتمند» است: رهبرانی که تصور می‌کنند برای این انتخاب شده‌اند که اراده‌ی مردم را به کرسی بنشانند. وای به حال کسی یا چیزی که سر راه آنها بایستد، چه اپوزیسیون سیاسی باشد، چه دادگاه، رسانه یا مردمان دلیر. در حالی که این نگهبانانِ آزادی دیو و دد خوانده، نادیده انگاشته و نابود می‌شوند، گروه‌های آسیب‌پذیر، مثل پناه‌جویان، مهاجران، اقلیت‌ها و کسانی که در فقر دست و پا می‌زنند، ضربه‌ی کاری را می‌خورند. چه کار باید کرد تا این فرایند متوقف شود یا معکوس؟ و چه اتفاقی خواهد افتاد اگر ما صرفاً کنار بایستیم و تماشا کنیم؟ برخی از مفسران در این وضعیت شباهت‌هایی را با ظهور فاشیسم در دهه‌ی 1930 مشاهده می‌کنند. برخی دیگر قبول دارند که دموکراسی در معرض تهدید است اما می‌گویند که این تهدیدات از نوع جدیدی است. این درست است، اما دموکراسی خطرات خاص خود را دارد. آری، باید به تهدیدات جدید توجه کنیم، اما تهدیدات کهنه هم می‌توانند از نو پیدا شوند.

 

دیوید ناکامورا ، کارول لونینگ و الن ناکاشیما

اکبر گنجی
واشنگتن پست


متیو پوتینگر مغز متفکر سیاست آمریکا در قبال چین است؛ چهره‌ای که در گذشته و در مقام یک روزنامه‌نگار، چین را به مثابه یک تهدید تلقی می‌کرد. حال با حضور وی در کاخ سفید، می‌توان گفت که خط‌مشی‌های سخت‌گیرانه ترامپ درباره چین با هدایت و مشاوره‌های وی صورت می‌گیرد. در ماه فوریه، زمانی که دولت ترامپ قصد داشت به داده‌های شی‌جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین درباره ویروس کرونا اطمینان کند، متیو پوتینگر، معاون مشاور امنیت ملی وی یکسری اطلاعات هشداردهنده دریافت کرده بود: ویروس پای خود را به فراتر از مرزهای چین باز کرده . مقامات اطلاعاتی آمریکا نیز نسبت به کارزار ضداطلاعاتی پکن هشدارهایی دریافت کرده بودند.

مجیب مشعل

اکبرگنجی 


نیویورک تایمز

«گروه شبه‌نظامی طالبان در آستانه تحقق یکی از اصلی‌ترین تمایلاتش قرار دارد: خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان. اما آن‌ها برای رسیدن به این مطالبه چندان از ایدئولوژی افراطی خودشان فاصله نگرفته‌اند.»

۲۳ ثور ۱۳۹۹ 
 
 
حسن رضایی
به نام خداوند دادگر
 
«هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یافساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته است(قرآن کریم/ مائده/۳۲)
 
مثال وحشیان رفتار کردند
به روی قلب ما رگبار کردند
وکشتند این همه نوزاد مارا
به خون مادران افطار کردند
فاطمه مقدم

ویروس کرونا نا امیدی جوانان خاورمیانه را عمیق تر می کند: شیوع همگانی کرونا به اعتراضات در عراق ، الجزایر و لبنان خاتمه داد، اما این بحران احتمالاً به موج جدیدی از شورش منتهی خواهد شد.

اندرو انگلند

اکبرگنجی


فایننشال‌تایمز

شیوع ویروس کرونا در خاورمیانه در کنار اثرات اقتصادی بزرگ، تبعات سیاسی قابل ملاحظه خواهد داشت. همزمان با افزایش تعداد مبتلایان به این ویروس، ماه‌ها تظاهرات ضد دولتی در کشورهای عراق، الجزایر و لبنان به ناگهان متوقف شد. یعنی کشورهایی که دولت‌های آنها در تامین خواسته‌های مردم به‌ویژه جوانان ناتوان بوده‌اند. اما توقف ناآرامی‌ها به احتمال بسیار زیاد موقت خواهد بود، زیرا شیوع ویروس کرونا فشارهای اقتصادی و اجتماعی را که سبب آن ناآرامی‌ها شده بود، تشدید خواهد کرد. از دید بسیاری از مردم این کشورها، رژیم‌های حاکم اعتبار ندارند. اکثر کشورها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، جایی که نرخ بیکاری بسیار بالاست و جمعیت جوان بخشی بزرگ از کل جمعیت را تشکیل می‌دهد، منابع مالی لازم برای اجرای برنامه‌های بزرگ حمایتی را در اختیار ندارند، در نتیجه اقدامی برای کمک به کسب‌وکارها و حفظ فرصت‌های شغلی انجام نمی‌شود.

جاناتان میجز، استاد جامعه شناسی، دانشگاه هاروارد

اکبر گنجی

ویروس کرونا تهدیدی جهانی است، اما این همه گیری تاثیر نامتوازنی در سراسر آمریکا برجای گذاشته است. این وضعیت نابرابری های موجود را وخیم تر می کند و چالش های جدیدی به وجود می آورد. به نظر من از این بحران می توان چند درس مهم درباره نابرابری در آمریکا گرفت: چگونه آسیب هایی وارد می آورد، چه کسی بیشتر از همه لطمه می بیند، چرا چنین است و برای رفع آن چه می توان کرد.

 
جولی رِشِه
برگردان: هامون نیشابوری

افسردگی‌ام را به یاد دارم. وضعیت ذهنی هولناکی که به نظر می‌رسید پایانی ندارد. فکر از خواب بیدار شدن با وحشت و نگرانی همراه بود. آشوب، تشویش، و یأسی درونی درباره‌ی آینده هرگونه نگرش مثبت و خوشبینانه را ناممکن می‌ساخت. احساس می‌کردم ذهنم ناگهان بیمار و غیرطبیعی شده بود. این خودِ جدیدم را نمی‌شناختم و با خودم می‌گفتم چه بر سر آن آدم سرزنده‌ی قبلی آمده است.

 
یووال نوح هراری
برگردان: عرفان ثابتی
 

دنیای مدرن مبتنی بر این باور است که انسان‌ها می‌توانند مرگ را بفریبند و بر آن غلبه کنند. این نگرش انقلابیِ جدیدی است. در بخش عمده‌ای از تاریخ، آدمیان با رام‌خویی تسلیم مرگ می‌شدند. تا اواخر دوران مدرن، اکثر ادیان و ایدئولوژی‌ها مرگ را نه تنها سرنوشت محتومِ ما بلکه منبع اصلیِ معنای زندگی می‌شمردند. مهم‌ترین رویدادهای زندگی بشر پس از واپسین دم حیات رخ می‌داد. تنها در آن وقت بود که انسان به اسرار واقعیِ زندگی پی می‌برد. تنها در آن هنگام بود که آدمی به رستگاریِ جاودانی دست می‌یافت یا به عذاب ابدی دچار می‌شد. در جهانی عاری از مرگ ــ و بنابراین، عاری از بهشت و جهنم و تناسخ ــ ادیانی نظیر مسیحیت، اسلام و آیین هندو بی‌معنی می‌شدند. در بخش عمده‌ای از تاریخ، بهترین اذهان بشری سرگرم معنا بخشیدن به مرگ بودند، و نه تلاش برای غلبه بر آن.

۵ اردیبهشت ۱۳۹۹

عبدالکریم سروش

به دنبال مصاحبه اخیر صاحب این قلم در باب اپیدمی کرونا و کارکرد دین و خدازیتون.فروردین ۱۳۹۹) چند تن از عالمان و عامیان قدم به میدان نقد و جرح نهادند و در دفاع از ساحت روحانیت و دیانت، سخنان نرم و درشت فراوان گفتند و نگارنده را به اصناف نکوهش فرو کوفتند. در این تیرباران بلا:

می‌شنیدم فحش و خر می‌راندم / رَبِّ یسِّر زیر لب می‌خواندم

هر زمان می‌گفتم از سوز درون / إهدِ قومی اِنَّهُم لایَعلَمون

کریستوفر استوکس

اکبرگنجی
الجزیره

شاید بیش از چند بار در روز می‌شنویم که کروناویروس جدید، یک بیماری همه گیر است و رهبران جهان و مثلاً رانندگان اتوبوس را به شکلی یکسان آلوده می‌کند. آیا واقعاً می‌توانیم اطمینان حاصل کنیم که این ویروس کشنده، در نهایت بشریت مشترک ما را در این دنیای نابرابر، متحد می‌کند؟ پاسخ این سوال هنوز هم به درستی قابل بررسی نیست. در حالی که وکلا، بانکداران در امنیت خانه‌های خود مشغول به کار هستند، متخصصان کم درآمد مانند کارکنان مراقبت، کارگران، کارکنان بخش خدمات و رانندگان همچنان در محیط‌هایی کار می‌کنند که بیشترین خطر ابتلا به ویروس را دارد.